روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤ - ترجمه
هيچ پرده مرا از خداى نپوشد.گفت:يا يوسف!دست بر دل من نه تا از دست تو شفا يابم [١]،گفت:عزيز به اين اولىتر است.گفت:چه گويى اگر من عزيز را شربهاى [٢]دهم كه در آن شربه [٣]زيبق باشد و زرّ سوده [٤]تا بميرد و اعضايش پاره پاره شود،آنگه در چيزى پيچم او را و در نهانخانه فگنم او را تا كس نبيند او را نيز و ملك او به تو دهم؟گفت:پس چگونه رستگارى يابى از عقاب [٥]خداى؟گفت:يا يوسف، چندانى كه در شمار تو آيد [٦]تو را زر و جواهر دهم تا در رضاى خداى خود صرف كنى.گفت:يا هذه،اى زن مرا مسلّم كن.
سدّى و ابن اسحاق گفتند:مراودت او يوسف را آن بود كه خويشتن مىآراست و بر او عرضه مىكرد [٧]و محاسن خود پيش او مىگفت و ذكر مىكرد و او را با خود دعوت مىكرد،يكبار به رغبت،يكبار به رهبت،مىگفت:يا يوسف،اين روى من نه به جمال است؟گفت:در خاك پوسيده شود.مىگفت:اين موى من نه نيكوست؟گفت:با خاك بر آميخته شود.و چون پيش يوسف بنشستى يوسف روى بگردانيدى به جانب ديگر با آن [٨]جانب شدى [٩]بايستادى.و خانهاى بساخت از آيينه [١٠]، زير و بالا و ديوارها همه از آيينۀ افروخته [١١]و يوسف را گفت:اين خانه بنگر تا هيچ چنين ديده هستى [١٢]!يوسف در آن خانه رفت او بيامد [١٣]پيش او بنشست.يوسف روى بگردانيد[١٠-پ]با دگر جانب [١٤]،چون در نگريد زليخا را ديد از عكس آيينه و به هر جانب كه نگريد هم چونين [١٥]زليخا را مىديد خواست تا بيرون آيد ازآنجا،
[١] .قم:ياوم.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:شربتى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:شربت.
[٤] .بم:در سوده،آب،آز:زير سوده،آج،لب:زرد شود.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:عذاب.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:نيايد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:عرض مىكرد.
[٨] .بم،آز:به آن.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز قم+و.
[١٠] .قم،آبگينه.
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:ديوارها همه افروخته.
[١٢] .آو،بم،آب،آز،لب:تا هيچ چنين ديدستى،آج:تا هيچ ديدستى چنين خانهاى.
[١٣] .آب،آز:در آمد.
[١٤] .بم،آج،لب+شد.
[١٥] .همۀ نسخه بدلها:همچنين.