روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٣ - ترجمه
گسترد تا به دهنش رسد،و نرسد.در معنى او خلاف كردند[٤٨-ر]،اميرالمؤمنين على گفت و عطا:يعنى مثال او چنان باشد كه مرد تشنه بر كنار چاه نشسته،دست به چاه فرومىكند به آب نرسد و هيچ سود ندارد او را و هيچ غنا نكند،همچونين [١]مرد بتپرست گمان برد كه او را در عبادت اصنام سودى خواهد بودن،و سودش هم چندان بود كه اين كس را كه وصف كرد.
مجاهد گفت:يعنى عابد اصنام چنان باشد كه آنكس كه او آب را به دست به خويشتن خواند به اشارت تا به دهنش رسد،و نرسد،چه [٢]آب به دعوت او اجابت نكند او را و پيش او نيايد.
علىّ بن ابى طلحه [٣]گفت از عبد اللّه عبّاس كه او گفت:اين مثل مشرك است كه با خداى انباز گيرد،او را مثل زد به مردى تشنه كه او بر كنار آب بنشيند خيال خود در آب مىبيند چندان كه خواهد كه او را به دست گيرد نتواند.
عطيّه گفت از عبد اللّه عبّاس:مثل اين اصنام كه مشركان مىپرستند در عدم نفع و قلّت خير به عابدان خود،با تشنهاى مانند كه دست او در آب باشد و او از تشنگى بر هلاك مشرف بود و آب به دهن او نرسد،دست او در آب،او را سود ندارد.
ضحّاك گفت هم از عبد اللّه عبّاس كه:مثال او چون كسى باشد كه تشنه دست در ميان آب نهد كفّها گسترده [٤]،آب به دهن او نرسد الّا كه دست چنان كند كه آب در او بايستد و آنگه آب بر گيرد و غرف كند آنگه به دهن رساند و بازخورد تا سود دارد او را،و الّا ما دام تا كفّ او مبسوط باشد،سود ندارد او را،همچونيناند [٥]اصنام در آنكه نفع و ضرّ نتوانند.
و اهل معانى گفتند:معنى آن است كه:چون كسى باشد كه خواهد كه آب در قبض گيرد،آب در دست او بنايستد.و اين مثلى است عرب را معروف:فلان كالقابض على الماء اذا طلب امرا مستحيلا.و گفتهاند اميرالمؤمنين على -عليه السّلام-به اين بيت تمسّك [٦]كردى:
[١] .همۀ نسخه بدلها:همچنين.
[٢] .بم،آب،آز،آج،لب+آن.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:على بن طلحه.
[٤] .قم:بگسترده.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:همچنين.
[٦] .قم،آو،بم،تمثّل،آب،مل،آج،آز،لب:تمثيل.