روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٠ - ترجمه
أَمْ جَعَلُوا لِلّٰهِ شُرَكٰاءَ ،يا اين مشركان با خداى انبازان بداشتند.آنگه بر سبيل انكار بر ايشان گفت: خَلَقُوا كَخَلْقِهِ ،اين بتان شما چيزى آفريدند چون آفريدههاى او از آسمان و زمين و كوه و دريا و جماد و حيوان و اصناف خلق از جواهر و اعراض مخصوص [١]كه قديم تعالى مختص است به قدرت بر آنكه پس مشتبه شد خلق ايشان به خلق او.آنگه گفت،بگو كه:خداى آفريدگار همه چيز است و مجبّره را به اين [٢]تمسّك نيست در اضافت فعل بندگان با خلق خداى،كه اين مخصوص است به افعالى [٣]كه خداى تعالى به آن مستحقّ عبادت است و به آن اله است از قرينۀ آيت.
دگر آنكه فحواى آيت دليل مىكند برخلاف اين،و آن آن است كه:آيت وارد است مورد ذمّ و توبيخ بتپرستان [٤]،آنگه اگر خٰالِقُ كُلِّ شَيْءٍ حمل كنند بر آنكه خالق عبادت اصنام است،اين عذرى باشد ايشان را و ملامت كردن و عذر خواستن متناقض [٥]باشد.و در كلام خداى تعالى مناقضه روا نباشد،پس مراد آن افعال است كه خداى تعالى متفرّد [٦]است به آن،كالجواهر و الاعراض المخصوصة.
قوله: أَنْزَلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً ،حقتعالى در اين [٧]دو مثل زد حق و باطل را،يكى آنكه گفت:خداى تعالى فروفرستاد از آسمان آبى به اندازه،يعنى آب باران.
فَسٰالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهٰا ،برفت رودهايى به مقدار آن باران،يا به مقدار رودها [٨]در مسيل تنگ آب كم باشد به حسب انحدار آب و در مجرا و مسيل فراخ كه سيل رود [٩]آنجا دارد،آب بسيار بود، فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَداً رٰابِياً ،آنگه سيل آن رود بر گرفته باشد كفى بر سر آمده.و قوله: رٰابِياً ،اى عاليا،من قوله تعالى: اِهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ...، [١٠]اى ارتفعت و زادت،و منه الرّبا.دگر آنكه گفتند [١١]: مِمّٰا يُوقِدُونَ [١٢]عَلَيْهِ فِي النّٰارِ. حمزه و كسائى خواندند:«يوقدون»،بالياء،و در شاذّ حميد و ابن محيص و ابن وثّاب و
[١] .قم:مخصوصه.
[٢] .آو،بم،آب،آز،آج،لب+آيت.
[٣] .قم:باتّفاق.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٥] .قم:مناقض.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز لب:منفرد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+آيت.
[٨] .آو،بم،لب:رودهاى.
[٩] .مل:رودى،ديگر نسخه بدلها:روى.
[١٠] .سورۀ:حجّ(٢٢)،آيۀ ٥ و فصّلت(٤١)آيۀ ٣٩.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:گفت.
[١٢] .اساس و همۀ نسخه بدلها:توقدون،كه با توجه به ضبط قرآن چاپى تصحيح شد.