روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٦ - ترجمه
در خبر است كه يك روز عبد اللّٰه مسعود به در حجرۀ رسول آمد و در بزد.رسول گفت:
من على الباب؟ كيست بر در؟گفت:انا يا رسولاللّٰه،منم اى رسول خدا، رسول-عليه السّلام-به خشم آمد و مىگفت:
انا و انا و هل [١]لمخلوق يقول انا؟. چون در بگشادند و عبد اللّٰه مسعود در آمد و اثر خشم به روى رسول ديد،گفت:يا رسولاللّٰه:
[٨٢-ر]چه گناه [٢]كردهام؟گفت:يا ابن مسعود!ندانى كه هيچ مخلوق را نرسد كه گويد:انا؟گفت:يا رسولاللّٰه توبه كردم كه نيز نگويم.
حقتعالى چون او اين ادب نگاه داشت،گفت:اينهمه جهان را حرام است جز تو را،بر اطلاق بگو كه:
انّي انا النّذير المبين،كما انزلنا على المقتسمين. فرّاء گفت:وجه تشبيه آن است كه:انّى انذركم عذابا كعذاب المقتسمين،گفت:من شما را از عذابى مىترسانم كه فرود آيد بر شما چنان كه به مقتسمان فرود آمد [٣].
آنگه خلاف كردند [٤]كه مقتسمان كه بودند.عبد اللّٰه عبّاس گفت:مقتسمان جهودان و ترساياناند كه قرآن مجزّا و مبعّض كردند و مقسّم،به بعضى ايمان آوردند و به بعضى كافر شدند،و گفتند: نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ [٥].
عكرمه گفت:مقتسمان كافران قريش بودند كه بر طريق استهزاء قرآن بر خود ببخشيدند سورت سورت،يكى مىگفت:اين سورت مراست،و ديگرى مىگفت:آن سورت مراست.
مجاهد گفت:جهودان و ترساياناند كه كتاب خود مقسّم و مبدّد بكردند.
مقاتل گفت:شانزده مرد بودند كه وليد مغيره ايّام موسم ايشان را بفرستاد تا راههاى مكّه ببخشيدند [٦]تا چون حاجّ روى به مكّه نهادند،مىگفتند:نگر دعوت اين مرد كه برخاسته است قبول نكنى كه او جادوست [٧]،و يكى مىگفت:شاعر است،و يكى مىگفت:كاهن است،و يكى مىگفت:عرّاف [٨]است.
و وليد مغيره بر در مسجد الحرام نشسته بود،چون او را پرسيدندى از رسول،
[١] .مل:و على.
[٢] .آب:چگناه.
[٣] .آج،لب:آيد.
[٤] .قم،لب،مل+در آن.
[٥] .سورۀ نساء(١٤)آيۀ ١٥٠.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:بخشيدند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:ساحر است.
[٨] .آز:اعراف.