روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢١ - ترجمه
شام رسيدهاى؟گفت:نه.گفت:از درختان شام با درخت جوز ماند آن را يك ساق باشد،آنگه [١]ازآنجا شاخها منتشر و متشعّب [٢]شده باشد.گفت:يا رسول اللّه!عظم اصل آن چند باشد؟گفت:چندان كه اگر شترى جذعه از شتران قبيلۀ تو خواهد تا گرد آن در گردد پاهايش و دستهايش شكسته شود از ضعف و پيرى.وهب منبّه گفت:در بهشت درختى است كه آن را«طوبى»گويند كه سوار [٣]نيكرو اگر صد سال در سايۀ او مىرود آن را نبرد.شكوفۀ او رياط [٤]و چادرها باشد و برگهايش برود باشد و شاخهايش عنبر باشد و زمينش ياقوت باشد و خاكش كافور باشد و گل او مشك باشد از اصل آن جوى مى و شير و انگبين بيرون مىآيد و آن نشستگاه [٥]اهل بهشت بود ايشان در مجلس خود نشسته باشند كه فريشتگانى با ايشان آيند با نجيبانى از نور به زمامهاى زر،رويهاشان [٦]چون چراغ رخشان بود و پر ايشان چون خزّ مرعزىّ [٧]بود به نرمى بر پشتهاى ايشان رحلهايى باشد كه الواح آن از ياقوت بود و دفّهاى آن از زر بود و جامههاى آن از سندس و استبرق بود.اشتران [٨]فروخوابانند و گويند:
خداى تعالى ما را به زيارت شما فرستاده است تا بر شما سلام كنيم.آنگه برآن شتران نشينند و ايشان از مرغ پرنده سريعتر باشند و از بستر نرمخوارتر [٩]در پهلوى يكديگر چنان مىروند كه سواران ايشان با يكديگر سخن مىگويند و راز مىگويند و هيچ ركاب ايشان در يكديگر نسايد.و اگر درختى در راه ايشان افتد [١٠]،چون ايشان آنجا رسند از ره ايشان دور شود تا ايشان از يكديگر جدا نشوند بيايند [١١]به جوار رحمت ربّ العزّه،چون به مقرّ عزّ خود برسند،گويند:
اللّهمّ انت السّلام و منك السّلام و حقّ لك الجلال و الاكرام، حقتعالى گويد:
انا السّلام و منّى السّلام و عليكم [١٢]رحمتى
[١] .آو،آب،آز:كه.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:منشعب.
[٣] .بم:سوارى.
[٤] .بم،آو،آب،مل،آز،آج:رباط.
[٥] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:نشست،مل:نشستنگاه.
[٦] .مل:رويشان.
[٧] .آب،آز:پر مرعزى،آج،لب:چون مرغزى.
[٨] .قم:شتران.
[٩] .قم:تن نرمخوارتر،آو،نرمتر و خوارتر،بم:نرمتر خوارتر،آب،آز:نرم تو خوارتر،مل:نرمخوارتر،آج:نرمتر و رهوار،لب:نرمخوارتر و رهوار.
[١٠] .قم:اوفتد.
[١١] .قم،مل+تا.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل+السّلام.