روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٤ - ترجمه
بگذشت [١]و ابليس هلاك شد چه ما را طريقى نيست بر ابقاء او [٢]،و اين هر دو قول قريب است.و گفتند:نشايد كه خداى تعالى اعلام كند مكلّف را مدّت اجل او تا مغرى [٣]نشود به قبيح [٤]،امّا آنكه شايد كه دعاى كافر [٥]اجابت كند [٦]يا نه؟ اجابت او بر سبيل مصلحت بود نه بر وجه تعظيم.و همانا [٧]اگر او دعا نكردى صلاح در بقاى او بودى،ابلاغا للحجّة و اعذارا و انذارا و تعريضا فى التّكليف لعظم المنزلة [٨].
آنگه گفت ابليس: رَبِّ بِمٰا أَغْوَيْتَنِي ،بار خدايا به آن اغوا و اضلال كه مرا كردى تا بدانى كه اوّل كس كه جبر گفت ابليس بود و اوّل كس كه عدل گفت آدم بود،فى قوله: رَبَّنٰا ظَلَمْنٰا أَنْفُسَنٰا... [٩]،ابليس مىگويد:ما را تو گمراه كردى،و آدم مىگويد:بار خدايا ما ظلم كرديم بر خود اگر از آدمى اقتدا به آدم كن [١٠][٧٧-ر]و اگرت [١١]مذهب ابليس بهتر مىآيد تو دانى بيش از آن نيست كه روزى خواهد بودن [١٢]كه هركسى [١٣]را به پيشرو خود بازخوانند. يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ [١٤].
ابليس گفت:به اين اغوا كه مرا كردى لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ ،در زمين بر فرزندان آدم تزيين كنم وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ،و همه را گمراه كنم.چون در اين حديث انديشه كنى [١٥]ابليس در جبر با [١٦]مجاملهتر است،چه او اغواى خود [١٧]تنها به خدا حوالت كرد و اغواى جمله خلقان به خود حوالت كرد و«با»في قوله: بِمٰا أَغْوَيْتَنِي ،بعضى گفتند قسم است،كقولهم:باللّه،و درست آن است كه«با» مجازات است،چنان كه:و اللّه بما اوليتنى لأشكرنّك. آنگه استثنا كرد از خلقان
[١] .آو:بگزشت.
[٢] .آو،آب،آز،آل،آج:فر ابقاء او،لب:ها بقاء او،مل:با بقاء او.
[٣] .قم،آج:معزّى.
[٤] .قم:ندارد،آز:به قبح.
[٥] .قم،آو،آب،آز،آل،آج،لب،مش:كافران.
[٦] .قم،آو،آب،آل،مل،آج،لب،مش:كنند.
[٧] .آب،مل+كه.
[٨] .مل،لب+و اين هر دو قول قريب است.
[٩] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٢٣.
[١٠] .آب،مش:كنى.
[١١] .آج:اگر از.
[١٢] .آو،آب،آز،آل،آج،لب،مش:خواهد آمد.
[١٣] .مل:همهكس.
[١٤] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ٧١.
[١٥] .مل:كنيد.
[١٦] .قم،مل:مجاملت،آب،آز،آل:مجاهله.
[١٧] .مل،مش+به.