روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٧ - ترجمه
و گروهى به اين [١]آيت تمسّك كردند،فى جواز اتيان النّساء فى ادبارهنّ،و تفسير چنين دادند كه:ان كنتم فاعلين لما انتم فاعلون من مواقعة الغلمان.و آن درست نيست براى آنكه در آيت اين شرح و تفصيل نيست،وجهى ندارد حمل كردن برآن.
آنگه قديم تعالى براى قبيله لوط-عليه السّلام-به جان او قسم ياد كرد گفت:
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ .،گفت:به جان تو كه اينان در اين مستى و جهالت متحيّر شوند و راه نبرند.و گفتند:خطاب با رسول ماست و بيشتر مفسّران بر اينند.و اين حديثى باشد معترض [٢]در ميان [٣]اين قصّه،على سبيل الاعذار و الانذار.
و العمر و العمر لغتان،يقول العرب:اطال اللّه عمرك و عمرك.و رفع او بر ابتداست و خبر مضمر،و التّقدير:لعمرك.قسمى چنان كه لزيد منطلق،و اين را«لام»ابتدا گويند و«لام»تأكيد گويند.و اگر به جاى«لام»،«واو»قسم بودى اسم مجرور بودى،چنان كه:[و] [٤]عمرك و حياتك،و مراد به«سكرت»جهل و غفلت است و العمه:التّحيّر و التّردّد.مجاهد گفت:يتردّدون،عبد اللّه عبّاس گفت:يتمادون [٥].
قتاده گفت:يلعبون.
ابو الجواز روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه گفت:خداى تعالى هيچ خلقى نيافريد گرامىتر بر او از محمّد-صلّى اللّه عليه و على آله-نبينى كه به حيات هيچكس از انبيا و ملائكه قسم نكرد [٦]مگر به جان او،گفت: لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ .
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ ،بگرفت ايشان را بانگ و آواز،و آن [٧]آن بود كه جبريل-عليه السّلام-بانگ بر ايشان زد، مُشْرِقِينَ ،در وقت آفتاب بر آمدن.و «اشرق» [٨]اين جا به جاى«اصبح»است،و نظيره:اضحى و امسى،اذا دخل
[١] .آب:با اين.
[٢] .مل:متعرض.
[٣] .قم:شأن.
[٤] .اساس:ندارد،از قم افزوده شد.
[٥] .كذا در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى:يتمارون.
[٦] .قم،مل:قسم ياد نكرد،ديگر نسخه بدلها:سوگند ياد نكرد.
[٧] .قم:واو.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و مش:اشراق.