روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣١٣ - ترجمه
عادت،هم ايمان نيارند.
بل گويند: إِنَّمٰا سُكِّرَتْ أَبْصٰارُنٰا ،ابو عبيد [١]گفت:معنى«سكّرت»غشّيت باشد،چشم ما را پوششى بر نهادهاند،و اين آن است كه در عبارت ما گويند:
چشمافسا مىكند [٢]فلان،يعنى چشم ما را به جادوى چيزى بكرد كه ما مرئيّات،على حقائقها،ادراك نمىتوانيم كردن [٣]،و اين اصلى ندارد،اين حديث عوام است و در اين آيت حكايت كافران است.
عبد اللّه عبّاس گفت:سكّرت ابصارنا اى سدّت،چشمهاى ما ببستهاند،من السّكر،و هو سدّ البثق [٤]،و السّكر،خلاف البثق [٥].و حسن گفت:سحّرت،ما را مسحور كردهاند و با ما جادوى كردهاند.قتاده گفت:اخذت،چشمهاى ما فروگرفتهاند .و ابن كثير تنها خواند:سكرت،به تخفيف«كاف»،من السّكر الّذى هو السّدّ،و هو سكر النّهر.و السكر،الفعل بمعنى المفعول،بند [٦]بسته را سكر خوانند و سكر،به فتح«سين»[مصدر] [٧]باشد،كالقبض و القبض،و النّفض و النّفض [٨].
و بعضى مفسّران [٩]گفتند:معنى آيت آن است كه اگر در آسمان برگشاييم بر آنان [١٠]كه گفتند: لَوْ مٰا تَأْتِينٰا بِالْمَلاٰئِكَةِ [١١]... و همه روز فريشتگان بر آسمان مىشوند، ايشان هم ايمان نيارند.و قوله: فَظَلُّوا فِيهِ يَعْرُجُونَ نسبت اين فعل با فريشتگان كردند،اين قول عبد اللّه عبّاس است و بيشتر مفسّران. بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ ،بل ما مردمانىايم با ما سحر كرده،و اين محمّد بر ما سحر و جادوى كرده است.
وَ لَقَدْ جَعَلْنٰا فِي السَّمٰاءِ بُرُوجاً ،حقتعالى در اين آيت دلايل و آيات و آثار بيان كرد كه به آن استدلال كنند بر خداى تعالى،گفت:ما كرديم در آسمان برجها و منازل كواكب،و آن دوازده برج است كه منازل كواكب سيّاره است،و آن:حمل و ثور و جوزا و سرطان و اسد و سنبله و ميزان و عقرب و قوس و جدى و[دلو] [١٢]و حوت
[١] .كذا در اساس و قم و مل،ديگر نسخه بدلها:ابو عبيده.
[٢] .آو،بم،آز،آل:مىكنند.
[٥] [٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:كرد.
[٤] .آو،آب،آز،الثيف،آل،آج،الثيق.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل و قم:بند بر بسته.
[٧] .اساس ندارد،با توجه به اتّفاق نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .قم:النّفض(معا)،بم،آب،آج،آل:و النّقض و النّقض.
[٩] .بم:مفسرا/مفسّران.
[١٠] .بم،آب،آز:آنا/آنان.
[١١] .سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٧.
[١٢] .اساس:ندارد،از قم افزوده شد.