روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٥ - ترجمه
جماعتى را كه دانست كه مكر او و كيد او برايشان كار نكند.
گفت:مگر بندگان مخلص تو،و آن معصومانند كه هركس كه جز معصوم باشد كيد ابليس بر او كار كند.مدنيان و كوفيان و شاميان خواندند به فتح«لام»بر آنكه مفعول باشد،يعنى آنان را كه تو ايشان را برگزيده [١]و خالص كردهاى به توفيق [٢]و هدايت،و نگاه داشتهاى به لطف و عصمت،و مكّيان و بصريان به كسر«لام» خواندند،على انّهم فاعلون،يعنى بندگانى كه عبادت خالص بكردهاند تو را.
خداى تعالى گفت ابليس را: هٰذٰا صِرٰاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ،يعقوب خواند در عشر، و در شاذّ ابن سيرين و قيس بن [٣]عباد و حميد خواندند:صراط علىّ به تنوين،بر آنكه «علىّ»صفت«صراط»باشد،اى رفيع،كقوله: وَ رَفَعْنٰاهُ مَكٰاناً عَلِيًّا [٤]،و عامّۀ قرّاء خواندند:علىّ مستقيم،بر آنكه«على»حرف جر باشد،دخل على ضمير المتكلّم عن نفسه.
آنگه در معنى او دو قول گفتند:يكى آنكه معنى او تهديد و وعيد است،كقول القائل لمن يهدده:طريقك علىّ،ره تو بر من است و گذر [٥]تو بر من است و من بر ره توام و تو را از من گزير نيست،كقوله تعالى: إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصٰادِ [٦]،و قولى ديگر آن است كه:هذا صراط علىّ،اى علىّ بيانه و ايضاحه،اين راهى است كه بيان آن و حجّت آن بر من است كه روشن كنم تا مكلّفان در آن راه [٧]گمراه نشوند.
آنگه گفت: إِنَّ عِبٰادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطٰانٌ ،بندگان من تو را برايشان دستى و فرمانى نباشد و قوّتى،چه ايشان به عصمت من معصوم باشند.و بعضى دگر گفتند:مراد آن است كه تو را بر بندگان من سبيلى نباشد جز وسواسى،امّا به قهر و غلبه به ايشان چيز [٨]نتوانى [٩]كردن.بعضى دگر گفتند:تو را بر دل ايشان راهى نيست.
سفيان عيينه گفت:معنى آن است كه تو بندگان مرا در گناهى نيفگنى [١٠]كه عفو من
[١] .قم،مل:ايشان را گزيده.
[٢] .آو،آب،آج،مش:و توفيق.
[٣] .قم:لقه بن.
[٤] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٥٧.
[٥] .آو،گزر.
[٦] .سورۀ فجر(٨٩)آيۀ ١٤.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:ندارد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:با ايشان چيزى.
[٩] .مل:نتوانيد.
[١٠] .آو،آب،آل،آج،لب،مش:نهافگنى.