روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٢ - ترجمه
شرّ اين نيز كفايت شد از تو،و اشارت كرد به شكم او،مستسقى شد و آب [١]آما [٢]بر او پيدا گشت [٣]و از آن بمرد.
كلبى گفت:از سراى به در آمد،باد سمومش بزد،سياه شد تا چون حبشى گشت،با خانه آمد.او را بنشناختند [٤]و از سرايش بيرون كردند و او در كويها [٥]و بازارها مىگشت و مىگفت:قتلني ربّ محمّد،خداى محمّد مرا بكشت،تا آنگه كه بمرد.
حارث بن قيس آمد بگذشت [٦]،جبريل گفت:چگونه مىيابى اين را؟گفت:
بد بندهاى است اين خداى را.جبريل اشارت به سر او كرد و گفت:كفايت كردند تو را.چندانى خون و ريم از بينى او بيامد [٧]كه بمرد.
عبد اللّٰه عبّاس گفت:او ماهى شور بخورد،تشنگى بر او غالب شد،چندانى آب بازخورد تا شكمش بطركيد [٨]و بمرد، فذلك قوله: إِنّٰا كَفَيْنٰاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ اَلَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّٰهِ إِلٰهاً آخَرَ ،محلّ او نصب است بر بدل«مستهزيان»،آنان كه با خداى تعالى خداى دگر بدارند [٩]در عبادت. فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ،بدانند ايشان آنچه [٨٣-پ]كرده باشند.و مورد او تهديد و وعيد است.
آنگه بر سبيل تسليت رسول-عليه السّلام-گفت: وَ لَقَدْ نَعْلَمُ ،ما مىدانيم و بر ما پوشيده نيست كه تو را دلتنگ مىشود به آنچه اين كافران مىگويند از تكذيب تو و استهزاء بر تو.پناه با من ده كه خداى توام، و تسبيح كن به شكر و حمد من و از جملۀ سجدهكنندگان باش.
عبد اللّٰه عبّاس گفت:معنى آن است كه نماز كن به فرمان خداى و از جملۀ نماز كنان باش.
و در خبر آمده است كه:چون رسول را كارى پيش آمدى،پناه با نماز دادى،به
[١] .مل:از آب،قم:و آب مىخورد.
[٢] .كذا در اساس،قم،مل:و آماس،ديگر نسخه بدلها:آماه.
[٣] .آو،آج،لب،آل:آمد،ديگر نسخه بدلها،بجز قم:شد.
[٤] .آو،آز،آل،آج،لب:نشناختند.
[٥] .مل:كوچها.
[٦] .آو:بگزشت.
[٧] .آل،آج،لب:آمد.
[٨] .آو،آب،مش،آز:بتركيد،آج،لب،آل:بترقيد.
[٩] .آو،آب،آج،لب،آز،آل:گيرند.