روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٣ - ترجمه
نزد ايشان شود،ايشان برخيزند و دست در گردن او كنند و او را گويند:و اللّٰه كه ما گمان نبرديم كه خداى تعالى چون تو خلقى آفريده است.آنگه حقتعالى فرمايد تا فريشتگان در پيش ايشان روند و ايشان را به منازل و درجات خود رسانند و با اجلال و اكرام آنجا فرود آرند.
كلبى روايت كرد از ابو صالح از عبد اللّٰه عبّاس كه او گفت:«طوبى»نام درختى است در بهشت،اصل آن در سراى على است و در سراى هر مؤمنى شاخى از آن باشد.
قوله: وَ حُسْنُ مَآبٍ ،اى حسن المرجع،و نيز ايشان را باشد حسن مرجع.
جابر روايت كرد از ابو جعفر الباقر-عليه السّلام-كه او گفت،رسول را [١]پرسيدند عن [٢]قوله: طُوبىٰ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ ،گفت:«طوبى»،درختى است در بهشت اصل آن در سراى من است و شاخهاى آن بر [٣]اهل بهشت.پس از آن يكى ديگر درآمد و هم اين سؤال كرد كه«طوبى»چيست؟رسول-عليه السّلام-گفت:درختى است در بهشت اصل آن در سراى على و شاخهاى آن بر [٤]اهل بهشت.گفتند:يا رسولاللّٰه!نه تو را پرسيدند هم اين ساعت گفتى:درختى است اصل آن در سراى من است و اكنون مىگوى اصل آن در سراى على است؟چگونه باشد؟گفت:نه سراى من و سراى على در بهشت يكى است و ما هر دو در يك سراى باشيم؟ قوله: كَذٰلِكَ أَرْسَلْنٰاكَ فِي أُمَّةٍ ،حقتعالى در اين آيت با رسول-عليه السّلام- خطاب كرد گفت:يا محمّد!ما تو را بفرستاديم به پيغامبرى، فِي أُمَّةٍ ،در جماعتى كه پيش ايشان جماعات و امّتان ديگر گذشته بودند،يعنى تو نه اوّل پيغامبرى تا اينان تعجّب نمايند از كار تو،و مثله قوله: قُلْ مٰا كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ [٥].
لِتَتْلُوَا [٦]عَلَيْهِمُ الَّذِي أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ ،تا بر ايشان خوانى آن كتاب كه ما به تو وحى كرديم از قرآن و احكام شرع، وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمٰنِ ،و ايشان به رحمان
[١] .آج،لب:از رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل:من.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:در سراى.
[٤] .آز:در خانههاى،آج،لب:در سراى.
[٥] .سورۀ احقاف(٤٦)آيۀ ٩.
[٦] .اساس:ليتلو،كه با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.