روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٥ - ترجمه
مىكنند،و آن عذاب است.
وَ أَتَيْنٰاكَ بِالْحَقِّ ،و ما راستى و درستى به تو آوردهايم،و ما در اين خبر از جملۀ راستيگرانيم [١].
از حقّ تو آن است اى لوط كه از ميان اين قوم بروى و اهلت را كه مؤمنانند و به تو گرويدهاند با خود ببرى.
آنگه گفت:«با»تعديه راست فى قوله: فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ ،گفت«اسرى»لازم است به«با»متعدّى كرد و آنكه گفت«اسرى»متعدّى است،گفت«با»به معنى«مع»است،كقولهم:اشتريت الدّار بآلاتها،اى مع آلاتها. بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ ، اى فى قطع من اللّيل،در پارهاى از شب شده [٢]. وَ اتَّبِعْ أَدْبٰارَهُمْ ،يعنى تو نيز بر پى ايشان برو و نبايد [٣]تا از شما كسى بازپس نگرد.بعضى گفتند: [٤]حقيقت است و ايشان منهى بودند ازآنكه بازپس نگرند [٥]،چه اگر بازپس نگريدندى عاصى بودندى.و درست آن است كه بر توسّع و مجاز است يعنى تيمار بازپس پسماندگان مبرى و بههيچوجه بازنهايستى [٦]. وَ امْضُوا حَيْثُ تُؤْمَرُونَ ،و بروى به آنجا كه شما را فرمودهاند.عبد اللّٰه عبّاس گفت:شام بود.مقاتل گفت:جايى بود آن را صغر [٧]خواندند.
وَ قَضَيْنٰا إِلَيْهِ ذٰلِكَ الْأَمْرَ ،و ما بپرداختيم از آن كار،يعنى كار اهلاك قوم لوط.و گفتند:«قضا [٨]»به معنى وحى است،يعنى اوحينا اليه،و دليلش آنكه به صلۀ«الى»تعديه فرمود.نظيره قوله: وَ قَضَيْنٰا إِلىٰ بَنِي إِسْرٰائِيلَ فِي الْكِتٰابِ [٩]-الآية.
أَنَّ دٰابِرَ هٰؤُلاٰءِ ،و«انّ»مع اسمها و خبرها،در محلّ نصب باشد،على انّه بدل من«ذلك الأمر»و روا بود كه فعلى دگر اضمار كنند،و التّقدير:و اخبرنا انّ دابر هؤلاء،و خبر داديم كه بيخ ايشان بريده باشد و عذاب استيصال به ايشان [١٠]رسيده،
[١] .كذا در اساس و قم،مل:راستگيرانيم،ديگر نسخه بدلها:راست گويانيم.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:از شب.
[٣] .آب:نباشد.
[٤] .آو،آب،مش+امر بر.
[٥] .آب:نگرد.
[٦] .قم:بازمهايستى.
[٧] .كذا در اساس و لب با همين اعراب،قم:صمغ،آو،آب،مل،آز:بجمع،آج،آل:اصجع.
[٨] .قم:قضى.
[٩] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ
[١٠] .آب:با ايشان.