روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٣ - ترجمه
مقام ايشان باشد.و مأوى[٥٠-پ]جايى باشد كه مرد با او شود،و«مهاد»،فراش باشد.
آنگه هم بر طريق مثل گفت: أَ فَمَنْ يَعْلَمُ ،آنكس كه او داند كه آنچه خداى تعالى فروفرستاد،و آنچه از قبل او به فرمان او فرود آوردند،حقّ است و صدق است و درست و راست است،چنان باشد كه او نابينا بود،يعنى او كافر و جاهل و نادان.و عمى و كورى،كنايت است از اين چيزها.و لفظ استفهام است و مراد جحد و تقريع، يعنى،اين چونان [١]نباشد.آنگه گفت: إِنَّمٰا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ ،اين انديشه و تفكّر و تذكّر خداوندان عقل كنند.
اَلَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّٰهِ ،محلّ اَلَّذِينَ ،رفع است براى آنكه صفت اولو الالباب است،و صفت اين عاقلان [٢]آن است كه به عهد خداى وفا كنند و بر اوامر او كار كنند و از مناهى [٣]او اجتناب كنند و عهد و ميثاق بنشكافند.و«ميثاق»، مفعال باشد از وثيقت و استوارى.
وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ ،و نيز صفت ايشان آن بود كه بپيوندند به آنچه خداى فرمود كه پيوند كنند.بعضى مفسّران گفتند:مراد ايمان است به جمله پيغامبران و جمله كتابها،چنان كه گفت: لاٰ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ [٤]... ،و در عكس اين گفت: نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ [٥]... ،و بيشتر مفسّران گفتند:مراد صلت رحم است،كه رحم بپيوندند و قطع نكنند.
ابو سلمه [٦]روايت كرد كه:ابو الدّرداء،بيمار شد.صحابه به پرسيدن او رفتند [٧]، حديث صلت رحم بر آمد [٨]و آنكه رسول گفته است:
صلة الرّحم تزيد فى العمر، رحم پيوستن در عمر بيفزايد.
عبد الرّحمن عوف گفت،از رسول-عليه السّلام-شنيدم كه گفت،خداى تعالى گفته است:من خداى رحمانم،رحم بيافريدم و نام آن از نام خود بشكافتم،هركه آن
[١] .همۀ نسخه بدلها:چنان.
[٢] .آو،بم،آب:علقا،مل:عقلا.
[٣] .قم:نواهى.
[٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٨٥.
[٥] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٥٠.
[٦] .قم:ابو مسلم.
[٧] .مل:شدند.
[٨] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:فراز آمد.