روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣١ - ترجمه
معنى آيت آن است [١]:أ تنبّئون اللّٰه،خداى را خبر مىدهى به باطنى و پوشيدهاى [٢]كه او نداند يا به ظاهرى كه او داند؟اگر گويند:به باطنى كه او نداند،محال گويند كه او عالم الذّات است،و معلومات جمله،معلوم اوست به جميع وجوه و حقايق،و اگر گويند:به ظاهرى كه خداى داند،بگو ايشان را كه:نامهاى ايشان بگويى و صفتشان پيدا كنى تا بدانى كه اهليّت الهيّت ندارند و سزاوار عبادت نيستند.آنگه گفت: بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ ،بياراستهاند براى كافران مكرشان و كيدشان،يعنى نفس ايشان و هواى ايشان و شياطين ايشان از جنّ و انس مىآرايند براى ايشان،و اين فعل مجهول [٣]حوالت كردن به شيطان و دعات و پيشوايان كفر [٤]اولىتر است كه به خداى تعالى،چه او به خلاف اين كرده است و گفته فى قوله:
وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمٰانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيٰانَ [٥].
وَ صُدُّوا عَنِ السَّبِيلِ ،كوفيان خواندند:و صدّوا،بر فعل مجهول مطابقة لما قبله من قوله: بَلْ زُيِّنَ ،و باقى قرّاء خواندند:و صدّوا به فتح«صاد»على الفعل المستوى.
ابو على گفت:«صدّ»هم لازم است و هم متعدّى،چون رجع،جز كه به مصدر پيدا شود،«صدود»مصدر لازم بود و«صدّ»مصدر متعدّى،كالرّجوع و الرّجع،و «صدود»اعراض باشد و«صدّ»منع،يقال:صددته فصدّ كما يقال:رجعته فرجع.
[بر قرائت آنكه] [٦]صدّوا خوانند،معنى آن بود كه:ايشان از ره خداى بگرديدند و بر قرائت كوفيان معنى آن باشد كه ايشان را از ره خداى برگردانيدند. وَ مَنْ يُضْلِلِ اللّٰهُ فَمٰا لَهُ مِنْ هٰادٍ ،و هركه خداى او را گمراه كند،او را هادى و رهنماى نباشد.و اضلال اين جا خذلان و تخليت بود او بمعنى الحكم عليهم بالضّلال على وجه الذّمّ و التّوبيخ،يا به معنى اضلال از ره بهشت و ثواب [٧]،كس را بر هدايت او راهى نبود.
[١] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[٢] .آو،بم،آج،لب:پوشيدگى،آز،آب:پوشيدنى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:كافران.
[٥] .سورۀ حجرات(٤٩)آيۀ ٧.
[٦] .اساس ندارد،از قم،افزوده شد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم+و.