روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٨ - ترجمه
در شوى در آنجا به سلامت،ايمن [١].
بكنيم ما آنچه در دلهاى ايشان باشد از كينه،برادران باشند بر سريرها [٢]برابر يكديگر.
نرسد به ايشان در آنجا رنجى و نباشند ايشان ازآنجا برون كرده [٣] خبر ده بندگان مرا كه من آمرزندۀ بخشايندهام.
و عذاب من [٤]عذابى است دردناك.
و خبر ده ايشان را از مهمانان [٥]ابراهيم.
چون در شدند [٦]در او، گفتند [٧]:سلام بر تو.گفت:ما از شما ترسانيم.
گفتند:مترس كه ما تو را مژده مىدهيم به پسرى دانا.
گفت:مژده دادى مرا با آنكه به من رسيد پيرى؟به چه بشارت مىدهى مرا؟ گفتند:مژده داديم تو را به درستى [٨]،مباش از نوميدان.
گفت:و كه [٩]نوميد شود از رحمت خدايش مگر گمراهان؟ گفت:چيست كار شما اى فرستادگان؟ گفتند:ما را فرستادهاند به گروه [١٠]
[١] .قم:آمنان.
[٢] .قم،آل،آج،لب،مش:بر تختها،آو:در تختها.
[٣] .قم:بيرونكردگان.
[٤] .قم+آن.
[٥] .آو،مش،مهمانى،آل:مهمان.
[٦] .قم:در آمدند.
[٧] .قم:پس گويند.
[٨] .آج،لب،آل:به راستى.
[٩] .مش:و كيست كه.
[١٠] .قم،آو،مش،آج،لب:به گروهى.