روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٦ - ترجمه
قوله تعالى: وَ قٰالَ الْمَلِكُ [١]،گفت ريّان بن وليد،يعنى ملك مصر كه من در خواب ديدمى [٢]هفت گاو فربه كه ايشان را هفت گاو لاغر مىخوردندى [٣]و هفت خوشۀ گندم سبز و هفت [٤]ديگر خشك كه اين خشك آن تر را بخوردى و نيست كردى.فتوى كنى [٥]مرا در خواب من،اگر شما تعبير خواب مىدانى [٦]. إِنِّي أَرىٰ ،من الرّؤيا. سَبْعَ بَقَرٰاتٍ ،براى آن«سبع»گفت بى«ها»كه معدود مؤنّث است و بقرات جمع بقره باشد،جمع سلامت،و اصل او از«بقر»باشد و آن شقّ بود.
سمان،جمع سمين باشد و فعال در جمع فعيل به معنى فاعل [٧]قياسى مطّرد باشد، نحو:طويل و طوال،و قصير و قصار،و عريض و عراض،و كريم و كرام. يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجٰافٌ ،جمع عجيف. وَ سَبْعَ سُنْبُلاٰتٍ خُضْرٍ ،«واو»عطف است على «ارى»،اى و ارى سبع سنبلات خضر،جمع سنبله خضراء،و فعل [٨]فى جمع افعل صفة و فعلاء للمؤنّث قياسى است مطّرد نحو:احمر و حمراء و حمر،و أصفر و صفراء و صفر. وَ أُخَرَ ،اى سبع سنبلات اخر،جمع آخر و اخرى،و او لا ينصرف است و علّت منع صرف او صفت است و عدل چه او صفت سنبلات محذوف است،و معدول است از اخريات.
آنگه ايشان را گفت: يٰا أَيُّهَا الْمَلَأُ ،اى جماعت معروفان! أَفْتُونِي فِي رُءْيٰايَ ، فتوى كنى مرا در خواب من،اگر شما تعبير خواب مىكنى.
قٰالُوا ،ايشان گفتند: أَضْغٰاثُ أَحْلاٰمٍ ،جمع ضغث،و ضغث دستۀ گندم [٩]باشد و
[١] .قم+ايتونى به،چون مدت محنت يوسف-عليه السّلام-به سر آمد و از ره فرح بر سبيل بشارت خبر آمد،حقتعالى سبب ساخت تا ملك ديد كه هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را بخوردندى و هفت خوشۀ سبز ديدى كه هفت خوشۀ خشك گرد آن درآمدى و آن را نيست كردى،او از خواب در آمد ترسيده و مذعور كس فرستاد و سحره و كهنه و قيافان را بخواند و خواب بر ايشان عرضه كرد،پس گفت،يعنى ملك مصر.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:ديدم.
[٣] .قم،آب:بخوردى،آو،بم،آز،آج،لب:مىخوردى.
[٤] .قم:كه هفت خوشه.
[٥] .آب،آز،آج،لب:كنيد.
[٦] .قم+قوله.
[٧] .قم+بود.
[٨] .آج،لب:فعيل.
[٩] .بم:جمع ضغث دستۀ گندم.