روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٣ - ترجمه
چون بازگشتند با پدرشان [١]،گفتند:اى پدر ما!بازداشتند از ما پيمودن [٢]،بفرست با ما برادر ما را تا بپيماييم و ما او را نگاه داريم.
گفت:ايمن باشم [٣]از شما بر او مگر چنان كه ايمن بودم از شما بر برادرش از پيش اين؟خداى بهتر است نگاهبان [٤]و او بخشايندهتر بخشايندگان [٥]است.
چون بگشادند بارشان،يافتند بضاعتشان داده بودند [٦]با ايشان،گفتند:اى پدر ما!چه جوييم؟اين بضاعت ماست [٧]،بازدادند با ما و طعام آريم اهل ما را و نگاه داريم برادرمان و بيفزاييم پيمودن شترى،آن پيمودنى اندك است.
گفت:نفرستم او را با شما تا بدهى مرا استواريى [٨]از خداى كه به من آرى او را مگر گرد درآيند به شما،چون بدادند [٩]به او عهدشان،گفت:خداى بر آنچه ما مىگوييم و كيل است.
گفت:اى پسران من!مشوى [١٠]از يك در و در شوى از درهاى پراگنده و بنگزيرانم [١١]از شما از خداى از چيزى [١٢]نيست حكم و الّا [١٣]خداى را،بر او توكّل كردم و بر او بايد تا توكّل كنند [١٤]توكّلكنندگان.
[١] .آو،بم:وا پدرشان.
[٢] .قم:پيمانه را.
[٣] .قم:اى آمن باشم.
[٤] .قم:نگاه داشتن را.
[٥] .قم:مهربانان،آو،بم،آب:رحمتكنندگان.
[٦] .قم:كه بازداده بودند.
[٧] .قم:اين است بضاعت ما.
[٨] .قم،آو،بم:استوارى.
[٩] .قم:پس چون دادند.
[١٠] .قم،آو،بم:در مشوى.
[١١] .قم:بنهگزيرانم،آج،لب:بنگزيرانيدن.
[١٢] .قم+كه.
[١٣] .قم:مگر.
[١٤] .قم:كنندا.