روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٢ - ترجمه
قوله تعالى: إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنّٰاتٍ وَ عُيُونٍ ،حقتعالى چنان كه دأب اوست در ترغيب و ترهيب مكلّفان چون ذكر دوزخ[٧٨-پ]بكرد و وعيد او،ذكر بهشت كرد و نعيم او،گفت: إِنَّ الْمُتَّقِينَ ،متّقيان و پرهيزگاران و خداى ترسان فرداى قيامت در بهشتهايى باشند پر درختان و چشمهها از آب و مى و شير و انگبين.
اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ ،اين از جملۀ آن جايهاست كه گفتيم عرب اضمار قول كنند [١]، و التّقدير:يقال لهم،گويند ايشان را كه در اين بهشتها رويد [٢]به سلامت امن [٣]از همه آفت.و حسن بصرى در شاذّ خواند:ادخلوها،على الخبر عمّا لم يسمّ [٤]فاعله،يعنى ببرند [٥]ايشان را به آنجا،و باقى قرّاء بر امر.
وَ نَزَعْنٰا ،ما بكنيم آنچه در دلهاى ايشان باشد از حقد و كينه و حسد و خيانت [٦]، از آنچه در ميان ايشان بوده باشد. إِخْوٰاناً ،نصب بر حال است از مفعول،و ايشان در آن حال برادرانى باشند يكديگر را بر سريرها روى به روى كرده.و«سرر»جمع سرير باشد،كجديد و جدد.
لاٰ يَمَسُّهُمْ فِيهٰا نَصَبٌ ،ايشان را در آنجا رنجى نرسد و ايشان را ازآنجا بيرون نكنند.و«نصب»تعب و ماندگى باشد از كار گران كردن.
نَبِّئْ عِبٰادِي ،آنگه رسول را گفت:خبر ده بندگان مرا كه من غفور و رحيمم و آمرزگار و بخشايندهام و عذاب من عذابى سخت است.و اين غايت وعد و وعيد است كه حقتعالى مختصر در اين دو آيت بگفت.
ابن ابى رباح روايت كند-و از جملۀ صحابه است [٧]-كه رسول-عليه السّلام- يك روز در بنى شيبه در مسجد الحرام آمد،و ما جماعتى حديثى [٨]مىكرديم و مىخنديديم.ما را گفت:چرا مىخندى؟و بگذشت [٩].چون به نزديك سنگ سياه
[١] .قم،آو،آب،آج،لب،آل:كند.
[٢] .مل:روند.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:ايمن.
[٤] .كذا در اساس و مل،آب،لب،آز،مش:على ما لم يسمّ،ديگر نسخه بدلها:على ما يسم.
[٥] .مل:ببرد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٧] .قم:ابن ابى رباح كه از جملۀ صحابه است روايت كند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:حديث.
[٩] .آو:بگزشت.