روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٧ - ترجمه
يوسف-عليه السّلام-گفت: رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ ،روى از ايشان و حديث ايشان بگردانيد و با خداى تعالى به مناجات گفت: [١]خداوند [٢]من و پروردگار من! من [٣]زندان دوستتر مىدارم از آنچه ايشان مرا با آن مىخوانند.و اين دليل آن مىكند كه هريكى از ايشان در او طمع كرد [٤]و استدعا كرد [٥]او را،يا بر عموم [٦]مىگويد براى آنكه زليخا از ايشان بود،يعنى اگر هريكى از ايشان [٧]هم آن [٨]دست يابند كه زليخا،همان كنند از استدعا كه او كرد [٩].
اگر گويند چگونه گفت: اَلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمّٰا يَدْعُونَنِي [١٠]إِلَيْهِ ،و بازداشتن ايشان او را در زندان معصيت بود و آنچه او را با آن دعوت مىكردند هم معصيت بود، چگونه گفت:معصيتى دوستتر [١١]دارم از معصيتى؟گوييم از اين دو جواب گفتند:
يكى آنكه مراد به«أحبّ»أخفّ و أسهل است،يعنى زندان [١٢]مرا آسانتر آيد و صبر كردن برآن هوان و مذلّت و مقام در زندان مرا خوشتر آيد و توطين نفس برآن،ازآنكه اجابت كردن ايشان يا ملتمسشان [١٣].و اين چنان بود كه يكى را از ما مخيّر كنند ميان دو مكروه:[١٥-پ]يكى خوارتر، [١٤]يكى سختتر [١٥]،او گويد:هذا أحبّ الىّ من ذلك.و وجهى دگر آنكه مراد آن است كه:سجنى نفسى و توطينى لها و صبرى عليه[أحبّ] [١٦]إلىّ من فعل المعصية،اگر گويند:اين خلاف ظاهر است،گوييم:لا بدّ است ازآنكه مخالفت ظاهر كنند براى آنكه محبّت در آيت تعلّق دارد به چيزى كه ارادت صحيح نباشد كه متعلّق بود به او،و آن«سجن»است.و سجن بنيان مخصوص
[١] .آج،لب:مناجات كرد گفت.
[٢] .آز:خداوندا،آج،لب:خداى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٤] .آو،بم،آب،آز:كردند،آج،لب:كرده بودند.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:كردند.
[٦] .قم:به اين عموم،آو،بم،آج:با او بر عموم،آب،آز:تا او بر عموم.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+بر من.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:همان.
[٩] .آب،آز:كه او كرد از استدعا.
[١٠] .اساس و قم:تدعوننى كه با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:دوستر.
[١٢] .آز:زنان.
[١٣] .آب:با ملتمسات،آز:با ملتمسان.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:آسانتر.
[١٥] .آو،بم:سختر.
[١٦] .اساس:ندارد،با توجه به معنى جمله،از قم افزوده شد.