روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٧ - ترجمه
راه ما،و صبر كنيم بر آنچه رنجه داشتى [١]ما را،و بر خداى بايد تا توكّل كنند توكّلكنندگان.
قوله تعالى: الر ،به نزديك آنكه گفت،«الر»نام [٢]سورت است،گفت:محلّ او رفع است بر ابتدا،و قوله: كِتٰابٌ ،خبر اوست.و آنكه گفت نام قرآن است، همچونين.و آنكه جز اين گفت،گفت:او را موضعى نيست از اعراب و مبتداى مقدّرى است،و«كتاب»خبر اوست،اى هذا كتاب، أَنْزَلْنٰاهُ صفت اوست.
حقتعالى گفت:در اين آيت و خطاب كرد با رسول كه:اين كتاب قرآن،كتابى است كه ما فروفرستاديم آن را به تو تا تو مردم را برون آرى به او از تاريكيهاى كفر به نور ايمان.و ظلمت و نور،كنايت است از كفر و ايمان. بِإِذْنِ رَبِّهِمْ ،به فرمان خدايشان، إِلىٰ صِرٰاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ،با راه خداى،و آن اسلام است.
رمّانى گفت:«ظلمت»،تاريكيى بود در هوا كه منع كند از رؤيت مرئيّات، گفت:و«نور»بياضى باشد شعاعى كه با آن رؤيت صحيح بود.قتاده گفت:
مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَى النُّورِ ،يعنى من الضّلالة الى الهدى،و امّا«عزيز»،مرجع او با قادرى است[٥٩-ر]،و عزيز گويند مرد قاهر و غالب را من قولهم:من عزّ بزّ،اى من غلب سلب،و نيز عزيز گويند آن را كه ممتنع بود ازآنكه بر او ظلم كنند،و اين هر دو در حقّ خداى تعالى روا بود.و عزيز نيز،سخت صعب باشد،يقال:عزّ علىّ كذا،اى شقّ و صعب،و عزيز نيز نايافت باشد،من قولهم:اعزّ من الكبريت الاحمر،و اين به استقصاتر [٣]اين رفته است [٤].و«حميد»،محمود باشد،فعيل به معنى مفعول.
اَللّٰهِ الَّذِي ،ابن عامر و نافع خواندند [٥]مرفوع بر ابتدا و خبر و الّذى و آنچه از پس اوست از صلۀ او.و باقى قرّاء خواندند:«اللّٰه»به جر على انّه بدل من اَلْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ،خداى آن است كه هرچه در آسمان و زمين هست او راست به ملك و ملك،ملك ازآنجا كه آفريدۀ اوست،به ملك ازآنجا كه تصرّف او راست در
[١] .آو،بم،آج،لب:برنجانيد.
[٢] .قم:سر.
[٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+پيشتر از.
[٤] .قم:برفته است.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+اللّٰه.