روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٨ - ترجمه
اَللّٰهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهٰا وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنٰامِهٰا [١] -الآية.ابو الدّرداء روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:خداى تعالى را نوشتهاى باشد،در آخر شب از شب سه ساعت مانده پيش خواهد و در او نظر كند،و آن نوشتهاى باشد كه جز او كس را برآن اطّلاع نبود،ازآنجا آنچه[خواهد] [٢]محو كند و آنچه خواهد اثبات كند.ابن جريج گفت از عطا از عبد اللّٰه عبّاس كه گفت:
خداى تعالى لوحى آفريده است كه آن را لوح محفوظ گويند،از درّى سپيد طول آن پانصدساله راه است آن را دو دفّه هست [٣]از ياقوت هر روز سيصد و شصت بار به آن لوح نظر كند آنچه خواهد بسترد و آنچه خواهد رها كند[٥٧-ر].قيس بن عبّاد گفت:روز دهم رجب باشد آن روز كه خداى تعالى محو و اثبات كند. وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتٰابِ ،يعنى اللّوح المحفوظ.و امّ كلّ شىء،اصله،و منه:امّ الولد،و أمّ الكتاب، و امّالقرى لمكّة،و امّ المثوى للمضيف.و حقتعالى اين محو و اثبات بحسب [٤]مصلحت فرمايد و آنچه تعلّق به مصلحت دارد به اوقات و اشخاص و اسباب بگردد، كمصلحة المريض و التّاجر و غيرهما.حقتعالى اجلى بنويسد بندهاى را،آنگه مصلحت در آن داند كه اگر او را دعايى كند يا صدقهاى دهد يا طاعتى كند مدّتى در عمر او فزايد [٥]آن نوشته بفرمايد ستردن و به جاى آن ديگرى به نوشتن چنان كه در خبر آوردهاند كه:يك روز عيسى مريم-عليهما السّلام- [٦]نشسته بود و جبريل به نزديك او نشسته بود.و حواريّان پيش او بودند،مردى مىآمد پشتهاى هيزم در پشت گرفته و نانى چند در هم پيخته [٧]و مىخورد و نشاط مىكرد.جبريل-عليه السّلام-گفت:
عجب از اين مرد كه نشاط مىكند و او را يك ساعت عمر بيشتر مانده نيست [٨].عيسى -عليه السّلام-به تعجّب حواريّان را بگفت [٩].روز ديگر آن مرد را ديدند رسن بر دوش افگنده به هيزم آوردن مىرفت،گفتند:يا روح اللّٰه!نگفتى كه اين مرد را يك
[١] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٤٢.
[٢] .با توجه به قم و اتّفاق نسخه بدلها آورده شد.
[٣] .قم:باشد.
[٤] .مل:به حكم.
[٥] .بم:افزايند،آب:بيفزايد،مل:افزايد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:عيسى-عليه السّلام.
[٧] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:پيچيده.
[٨] .قم،آو،بم:عمر بيش نمانده است،آب:از عمر بيش نمانده است،مل:بيش از عمر نمانده،آج،لب:عمر بيش نمانده.
[٩] .مل:عيسى-عليه السّلام-اين با حواريان بگفت بتعجّب.