روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٢ - ترجمه
پيش ايشان است و بر ره ايشان است،و ايشان را گذر برآن [١]،و اين چنان است كه گويند:الموت وراك [٢]،مرگ در پيش تو است.و بر امام تفسير دادند اين آيت را كه: وَ كٰانَ وَرٰاءَهُمْ مَلِكٌ [٣]،اى امامهم،جز كه اين دو شاهد محتمل است هر دو را،و قال الشّاعر:
أ توعدني وراء بني رياح
كذّبت ليقصرنّ يداك دوني
اى،امام بنى رياح،و قال آخر:
أ ترجو بنو مروان سمعي و طاعتي
و قومي تميم و الفلاة ورائيا
اى،أمامى.
و از جملۀ آنچه خلف لا يقتر است،قولهم:الموت وراك،و قول [٤]اللّٰه تعالى:
و كان وَرٰاءَهُمْ مَلِكٌ [٥]... ،اى خلفهم،و قول الشّاعر:
عسى الهمّ الّذي امسيت فيه
يكون وراءه فرج قريب
يعنى فرجى به دنبال آن غم باشد.و گويند مرگ به دنبال تو است،و من ذلك قول الشّاعر:
و انّ نجاري يا ابن عمّ مخالف
نجار اللّئام فابغني من ورائيا
يعنى من خلفى.
و ابو عبيد [٦]گفت:هى من الأضداد.و بعضى محقّقان بر وجهى تفسير دادند كه جامع بود هر دو را،گفتند:«وراء»آن را گويند كه از [٧]پس مرد باشد بر وجهى كه لا محال به او رسد و از او در گذرد و پيش او بشود،چنان كه گويند:البرد وراك [٨]، سرما از پس تو است،سرما درآيد و به مرد رسد و پيش بشود.و زجّاج گفت:«وراء» آن باشد كه از تو متوارى و پوشيده باشد،و از اضداد نيست،قال الشّاعر:
حلفت و لم اترك لنفسك ريبة
و ليس وراء اللّٰه للمرء مذهب
اى،بعد اللّٰه،و اين را بر توسّع بر خلف حمل كنند. وَ يُسْقىٰ مِنْ مٰاءٍ صَدِيدٍ ،و
[١] .قم:برنجا/برآن،ديگر نسخه بدلها،بر اين جا.
[٢] .آب،آز:ورائك.
[٥] [٣] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٧٩.
[٤] .قم:قال.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ابو عبيده.
[٧] .قم:او.
[٨] .آب،آز:وراءك.