روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٨ - ترجمه
كرا و رنج چهار پاى [١]نباشد و از شهرها طعام و آلت تجارت بياريم [٢]كه تو مىگويى من بهتر از سليمانم،و باد را مسخّر سليمان بكردند و با ما بيايى به گورستان تا قصىّ را-جدّت را [٣]-يا بعضى مردگان را زنده كنى تا ما از او بپرسيم تا اين كه تو مىگويى حقّ است يا نه،كه تو دعوى مىكنى كه من از عيسى بهترم و بر دست او مرده زنده شد.خداى تعالى اين آيت بفرستاد بر اين قصّه.آنگه به جواب اين گفت: بَلْ لِلّٰهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً ،اين معانى به من نيست و به فرمان من نيست،بل [٤]فرمان همه خداى راست. أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا ،عبد اللّٰه عبّاس گفت و حسن و مجاهد و قتاده و ابن زيد و ابو عبيد [٥]كه:معنى آن است كه:أ فلم يعلم،نمىدانند مؤمنان؟و گفتند:«يأس» به معنى علم در كلام عرب آمده است.كلبى گفت:لغت نخع است و قاسم [٦]گفت:لغت هوازن است،و منه قول الشّاعر:
اقول لهم بالشعب اذ يأسروننى [٧]
[أ لم] [٨]تيأسوا انّى ابن فارس زهدم
معناه أ لم تعلموا،و قال آخر:
أ لم ييأس الاقوام انّي انا ابنه
و ان كنت عن ارض العشيرة نائيا
و دليل اين تأويل قرائت عبد اللّٰه عبّاس است كه خواند:أ فلم يتبيّن،و گفت:
نويسنده چون اين كلمت نوشت ناعس بود يك دندانه زيادت نوشت.فرّاء گفت:
معنى«يئس»بر جاى خود است و هو انقطاع الطّمع،يعنى طمع ايشان منقطع نشد از خلاف اين از بهر علم به صحّت اين،و انشد[٥٤-پ]قول لبيد:
حتّى اذا يئس الرّماة فارسلوا
غضفا دواجن قافلا اعصامها
اى يئسوا من خلاف ذلك علما بصحّة ما ظهر لهم،و علم به چيزى ايجاب يأس و نوميدى كند از خلاف او،در اين نيز تعسّفى هست و قول اوّل در معنى ظاهرتر است و از روى لغت برآن شواهد شعر هست،پس معنى آن بود كه نمىدانند مؤمنان كه
[١] .مل:تا ما را از رنج سفرها و چهار پاى.
[٢] .آب:بيارم،مل:سازيم.
[٣] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:كه جدّ تو بود.
[٤] .مل:بلك.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل:ابو عبيده.
[٦] .اساس،قم و مل:قسم،ديگر نسخه بدلها:قتيبه.
[٧] .اساس:يأمروننى،با توجه به اتّفاق نسخه بدلها و منابع شعر تصحيح شد.
[٨] .اساس:ندارد،از قم افزوده شد.