روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٥ - ترجمه
است و اگر تو در ملك زمين دعوى مىكنى دانى كه تو را در ملك آسمان هيچ بنرود [١]،چه [٢]اين آفتاب و ماه و ستارگان بر اين صفت به فرمان خداى روانند.او گفت:به آسمان روم و بنگرم تا اين خداى آسمان چيست،آنگه[٧٠-پ]چهار بچۀ كركس بگرفت و ايشان را مىپرورد و گوشت مىداد تا بزرگ شدند و قوى گشتند،و تابوتى بساخت و آن را دو در ساخت:يكى به بالا [٣]،يكى به زير.و در آن تابوت نشست و ديگرى را با خود در آنجا نشاند و آن تابوت در پاى آن كركسان بست و عصائى هاگرفت [٤]و پارهاى گوشت بر سر آن عصا بست و از بالاى آن تابوت بر بست [٥]چنان كه آن كركسان به آن گوشت مىنگريدند و به طمع آن گوشت به جانب بالا [٦]مىپريدند.چون در هوا دور برفتند،نمرود صاحبش [٧]را گفت:آن در كه بر بالاست بگشاى و بنگر تا به آسمان نزديك شديم يا نه؟او در بگشاد و بنگريد،گفت:
آسمان هم آنجاست كه بود و هيچ اثر نكرده است اين رفتن ما.گفت:در زير بگشاى و بنگر تا از زمين چون افتادهايم.او در بگشاد و فرونگريد،گفت:زمين مانند دريايى سپيد [٨]مىبينم و كوهها مانند دودى سياه.گفت:رها كن تا برويم.
درها فروكردند و كركسان مىپريدند تا چندان بپريدند كه باد منع كرد ايشان را از پريدن.گفت:درها بگشا و بنگر.او در بالا بگشاد و بنگريد،گفت:آسمان همچنان [٩]مىنمايد كه از زمين مىنمود،و در زير بگشاد و بنگريد،گفت:زمين چون دودى سياه مىنمايد،و آوازى شنيد كه گفت:ايّتها الطّاغية [١٠]اين تريد،اى طاغى كجا مىروى؟ عكرمه گفت [١١]:با او در تابوت غلامى بود با كمان و تير.چون به آنجا رسيد
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:نرود.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:جز.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٤] .كذا در اساس و قم،مل:و عصايى ترتيب داد،ديگر نسخه بدلها:عصايى فراگرفت.
[٥] .آو،بم،آب،آج،آل،آز،لب،مش:آن تابوت بر پشت تابوت فروبرد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:بر با،مل:قصد بالا مىكردند.
[٧] .آج،آل،لب:مصاحبش.
[٨] .آو،بم،آب،آج،آل،آز،لب،مش:سبز.
[٩] .آج،لب،آل:همان.
[١٠] .كذا،در اساس و قم و مل،ديگر نسخه بدلها:ايّها الطّاغى.
[١١] .آو،بم،آب،آج،لب،آل،مش+كه.