روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٣ - ترجمه
رسيد بازگرديد و گفت:جبريل آمد اين ساعت و گفت خداى مىگويد چرا بندگان مرا نوميد مىكنى؟و اين آيت آورد: نَبِّئْ عِبٰادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ .
قتاده گفت،ما را روايت كردند از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:اگر بندگان قدر عفو خداى بدانند هيچكس از هيچ حرام نپرخيزد [١]،و اگر مقدار عذاب او بدانند خويشتن در عبادت هلاك كنند.
وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَيْفِ إِبْرٰاهِيمَ ،آنگه در قصّه ابراهيم-عليه السّلام-و آمدن فريشتگان به او بر صورت مهمانان گرفت،گفت:خبر ده نيز ايشان را از مهمانان ابراهيم.و لفظ«ضيف»صالح باشد واحد را و تثنيه و جمع را و مذكّر و مؤنّث را، براى آنكه مصدر است من ضافه يضيفه ضيفا اذا نزل به،و اضافه يضيفه اضافة،اذا انزله،مهمان ضيف باشد و ميزبان مضيف،و اين جايگه مراد جمع است،لقوله: إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ ،و مراد آن فريشتگانند كه به ابراهيم آمدند به بشارت اسحاق -عليه السّلام-و به اهلاك [٢]قوم لوط.
إِذْ دَخَلُوا ،يعنى و اذكر حين دخلوا عليه،و شايد تا«نبّئهم»عامل باشد در او يعنى و نبّئهم وقت دخولهم،اى عن وقت دخولهم،آنگه ظرف متّسع فيه باشد [٣]بمعنى مفعول به،چون در پيش ابراهيم رفتند و سلام كردند،اى [٤]قالوا نسلم سلاما،نصب او بر مصدرى باشد محذوف الزّوائد،اى قالوا نسلّم تسليما.ابراهيم-عليه السّلام-گفت:
إِنّٰا مِنْكُمْ وَجِلُونَ ،ما از شما مىترسيم.و سبب ترس او بگفتيم در سورت هود.و آن آن بود كه ايشان طعام نمىخوردند او گمان برد كه ايشان مكرى خواهند كردن.
فريشتگان جواب دادند: لاٰ تَوْجَلْ ،مترس كه ما آمدهايم تا تو را بشارت دهيم به پسرى عالم دانا.
ابراهيم-عليه السّلام-گفت: أَ بَشَّرْتُمُونِي ،مرا بشارت مىدهى؟ عَلىٰ أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ ،اى مع ان مسّنى الكبر،كقولهم:فلان على صغر سنّه يقول الشّعر،اى مع صغر سنّه،چگونه بشارت مىدهى مرا [٥]،و من پير شدهام؟و به چيز مرا بشارت مىدهى؟
[١] .همۀ نسخه بدلها:نپرهيزد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:و اهلاك.
[٣] .آب:است.
[٤] .آب:و.
[٥] .آب:ما را.