روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٧ - ترجمه
ديدند،ايشان نيز به سجده شدند،و ذلك قوله تعالى: وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً ،خرور [١]،به روى در آمدن باشد،السّقوط على الوجه،قال اللّه تعالى: فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ [٢]،و سجّد،جمع ساجد باشد،و نصب او بر حال است.و اصل سجود،خضوع باشد در لغت.قال الشّاعر [٣]:
بجمع تضلّ البلق في حجراته
ترى الأكم فيها سجّدا للحوافر
يوسف-عليه السّلام-گفت: هٰذٰا تَأْوِيلُ رُءْيٰايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهٰا رَبِّي حَقًّا ، گفت:اين تأويل آن خواب است كه من ديدم پيش از اين خداى تعالى به درست كرد.يعقوب-عليه السّلام-گفت:يا يوسف!اينان كهاند كه تو را سجده كردند؟ گفت:اينان همه بندگان و پرستاران مناند،همه را بخريدهام به طعام در ايّام قحط [٤]، امروز از كرامت ديدار تو همه را آزاد كردم.
در خبر است كه:جبريل-عليه السّلام-اين قصّه با رسول مىگفت.رسول را عجب آمد از كرم يوسف.جبريل برفت و بازآمد،گفت:خدايت سلام مىكند و مىگويد:عجب مىدارى!به عزّ عزّت من كه فردا قيامت [٥]چندانى شفاعت دهم [٦]كه تو مىگويى:حسبى حسبى،مرا بس،مرا بس،و ذلك قوله: وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضىٰ [٧].
خلاف كردند در وجه سجدۀ ايشان يوسف را.بهرى [٨]گفتند:سجده خداى را بود و يوسف جهت بود،كجهة القبلة.و وجهى دگر آنكه سجده يوسف را بود،و له كنايت است از يوسف،و لكن سجدۀ تعظيم بود نه سجدۀ عبادت چون سجده فريشتگان آدم را.و اين قول درستتر است براى آنكه ردّ [٩]كنايت در لَهُ با يوسف كردن اولىتر است براى آنكه كنايات جمله راجع است با او.و دگر آنكه له سجّدا گفت،اليه نگفت.و گفتهاند:در عهد ايشان ملوك را بر وجه تحيّت سجده كردندى،
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم:خرّوا.
[٢] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٢٦.
[٣] .آب+شعر.
[٤] .قم:گذشته.
[٥] .قم،مل،آز،آج،لب:فرداى قيامت،آب:فردا قيامت/در قيامت.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز قم+تو را.
[٧] .سورۀ ضحى(٩٣)آيۀ ٥.
[٨] .بم،آب،آز،آج،لب:بعضى.
[٩] .آو،مل:در.