روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٠ - ترجمه
روز پيدا باشد.
ابو عبيد [١]گفت: سٰارِبٌ بِالنَّهٰارِ [٢]،اى سالك فى سربه،اى فى طريقه، يقال:خلّ سربه بالفتح،اى طريقه.قال قيس بن الخطيم [٣]:
انّى سربت و كنت غير سروب
و تقرّب الاحلام غير قريب
قتيبى گفت:سارب متصرّف [٤]فى حوائجه،آنكه او به روز به حاجتهاى خود مىرود و تصرّف مىكند،و قال [٥]:
ارى كلّ قوم قاربوا قيد فحلهم
و نحن خلعنا قيده فهو سارب
زجّاج گفت معنى آيت آن است كه:نهان و آشكارا و پوشيده و ظاهر و آنكه در تاريكى شب باشد و يا در روشنايى روز در علم و معلوم او [٦]يكى است،به بعضى عالمتر نيست ازآنكه به بعضى،و چون درست شد كه عالمى،قديم را تعالى صفت ذات است،صفت ذات متزايد نباشد.
عبد اللّه عبّاس گفت،مراد آن است كه:من عالمم به آنكس كه او به شب در تاريكى و پوشيدگى به ريبتى و تهمتى رود،و آنگه به روز نمايد كه من از آن تهمت برىام و اظهار حسن سمت كند.و بر اين تفسير آيت بر وجه وعيد و تهديد باشد آنان را كه اين معنى كنند،و بر اين معنى گفت شاعر:
و جاءنى فى قميص اللّيل مستترا
مستعجل الخطو من خوف و من حذر
و لاح ضوء هلال [٧]كاد يفضحه
مثل القلامة قد قصّت من الظّفر
و بعضى دگر از مفسّران گفتند:مستخف باللّيل،اى ظاهر و بارز من خفيت الشّىء،اذا اظهرته،و سٰارِبٌ ،اى متوار داخل فى السّرب،و اين برعكس معنى اوّل باشد،يعنى آنكه به شب بيرون آيد و به روز در جاى پوشيده شود.
لَهُ مُعَقِّبٰاتٌ ،او را،يعنى خداى را-جلّ جلاله-فريشتگانى هستند متعاقب در شب و روز كه چون جماعتى بروند به عقب ايشان جماعتى ديگر بيايند و ايشان
[١] .همۀ نسخه بدلها:ابو عبيده.
[٢] .آب،مل،آز+اى ظاهر و انك.
[٣] .اساس و همۀ نسخه بدلها:الحطيم،با توجه به ضبط اسم در كتب عربى مربوط تصحيح شد.
[٤] .آو،بم،آب،آز،آج:منصرف.
[٥] .آو،بم،آب،آز،آج،لب+الشاعر.
[٦] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:مرا.
[٧] .آو،بم،آز،آج،لب:هلالى.