روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٩ - ترجمه
آنگه بيان كرد آن سراى هلاك را،گفت:دوزخ است، جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهٰا ،كه ايشان ملازم آن باشند [١]،و بد جاى قرار است آن.و«بوار»،هلاك بود،يقال:
بار الشّىء يبور بورا و بوارا،اذا هلك و بطل،قال ابن الزّبعرى:
يا رسول المليك انّ لساني
راتق ما فتقت اذ انا بور
وَ جَعَلُوا لِلّٰهِ أَنْدٰاداً
،و كردند خداى را انداد،جمع ندّ،و النّد،المثل، و النّد،الضّد.و گفتند:كلمت از اضداد است.و گفتند:يد،مثلى باشد كه مقاومه و مقابلۀ ديگرى را بشايد [٢]كه با او مضادّت كند تا جمع بود ميان هر دو معنى. لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِهِ ،كوفيان خواندند به ضمّ«يا»و كسر«ضاد»،من الاضلال،يعنى تا مردمان را گمراه [٣]مىكنند از راه او.و باقى قرّاء خواندند:ليضلّوا،به فتح«يا»و كسر «ضاد»من الضّلال،تا گمراه شوند از راه او. قُلْ تَمَتَّعُوا ،بگو كه برخوردار شوى روزى چند به متاع دنيا كه بازگشت شما با دوزخ است،و اگرچه صورت امر است، مراد تهديد است.
قُلْ لِعِبٰادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا ،آنگه امر كرد رسول را-عليه السّلام-تا مردمان را نماز فرمايد،گفت:بگو بندگان مرا-آنان كه ايمان آوردهاند-تا نماز به پاى دارند و از آنچه ما ايشان را روزى كردهايم نفقه كنند پنهان و آشكارا،پيش ازآنكه روزى آيد [٦٧-ر]كه در آن روز نه بيع و فروختن باشد و نه دوستى با يكديگر.و فعال مصدر فاعل باشد،يقال:خالّه يخالّه مخالّة و خلالا،من الخلّة،و هي المودّة،قال امرؤ القيس: [٤]
صرفت الهوى عنهنّ من خشية الرّدى
و لست بمقلىّ الخلال و لا قالي
و مثله قوله: مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لاٰ بَيْعٌ فِيهِ وَ لاٰ خُلَّةٌ [٥]... ،مراد روز قيامت است كه آن روزى باشد كه در او بيع و دوستى نبود.
قوله: اَللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً ،خداى تعالى داين [٦]آيت نعمتهايى كه به آن منّت نهاد بر خلقان بر شمرد،گفت:او آن
[١] .آب،آز+و جماعتى.
[٢] .آب،مل،آز،لب:نشايد.
[٣] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:اضلال.
[٤] .آز،آل،آج،لب+شعر.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٥٤.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:در اين،داين/در اين.