روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٨ - ترجمه
عافيت به بليّت.و اين آيت دليل است بر فساد قول مجبّره كه گفتند:خداى تعالى نامستحق را عقوبت كند و ثواب و عقاب نامعلّل باشد،اگر خداى تعالى در دنيا نعمت و عافيت بر بنده بنمىگرداند [١]تا او حال بر خود بنگرداند اولىتر كه ثواب ابد و عقاب مخلّد نامستحق را [٢]نامعلّل نباشد.و«ما»،موصوله است در هر دو جايگاه. وَ إِذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً ،مراد به اين«سوء»، [٣]هلاك است و عذاب،چون خداى تعالى به قومى بديى خواهد از عذابى و هلاكى و قحطى و مانند اين، فَلاٰ مَرَدَّ لَهُ ،آن را مردّى و مدفعى نباشد.و السّوء،خلاف الحسن [٤]،و السّوأى،خلاف الحسنى، و السّوء،البرص فى قوله: تَخْرُجْ بَيْضٰاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ [٥]...، وَ مٰا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وٰالٍ ،و ايشان را بدون خداى واليى نباشد كه آن بلا بگرداند از ايشان و حمايت كند ايشان را.و«والى»،ولىّ بود،كعالم و عليم من ولى كذا يلى ولاية.
قوله: هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً ،آنگه گفت:او آن خداى است كه برق از ابر در مقدّمۀ باران با شما مىنمايد كه [٦]هم خوف است و هم طمع.و نصب او بر مفعول له است،و ارائت از قديم تعالى به دو چيز بود:يكى آنكه بيننده را چنان كند كه ديدنى ببيند ازآنكه او را حيات دهد و حاسّۀ درست و [٧]مدرك بيافريند و موانع زائل گرداند [٨]،يقال:رأيته اراه رؤية،و اريته كذا اريه اراءة.و «برق»،آتشى بود كه از ابر پديد آيد،و جمعش بروق بود،و فعل از او برقت السّماء تبرق برقا.و«برق»،هم است باشد و هم مصدر.و«الخوف»،انزعاج النّفس لتوهّم وقوع الضّرر،تقول [٩]:خافه يخافه خوفا،فهو خائف و ذاك مخوف.و«الطّمع»،تقدير النّفس لوقوع ما يتوهّم من المحبوب،و مثله:الرّجاء و الامل.و در معنى او دو قول گفتند:يكى آنكه:خوفا من الصّواعق و طمعا فى [١٠]الغيث.به ترس از صاعقۀ آتش و به طمع در باران كه قحط را ببرد.
[١] .آو،آب،بم،آز،آج،لب:بنگرداند،مل:همى گرداند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:و.
[٣] .قم+در ايت آيت.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:الخير.
[٥] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ١٢ و سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٣٢.
[٦] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل+در او.
[٧] .قم+ديگر آنكه.
[٨] .مل:ذيل كند.
[٩] .قم:يقال،آو،آب،بم،آز:يقول.
[١٠] .آو،بم،آب،آز،آج:من.