روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦ - ترجمه
چيزى بر او مقدّم نباشد و آنچه منسوب بود با عرب و لغت ايشان،و عرب و لغت ايشان محدّث [١]،محال بود كه منسوب با آن قديم،باشد.
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ ،ما قصّه خواهيم كردن بر تو و اصل قصّه و اشتقاق او،من قصّ أثره إذا اتّبعه باشد،و منه:القصاص لأنّه اتّباع القاتل للقود،و منه:القصّة للشّعر لتتابع [٢]بعضه بعضا على النّسق. أَحْسَنَ الْقَصَصِ ،نكوترين قصّهها.و خلاف كردند در آنكه خداى تعالى اين قصّه را چرا نكوترين قصّهها خواند.بعضى گفتند:
«أحسن»به معنى حسن است تا لازم نيايد كه كلام خداى را-جلّ جلاله-در باب حسن بعضى را بر بعضى مزيّتى و تفاضلى هست [٣]،چنان كه گويند:هذا اولى بك، چيزى را كه جز او [٤]والى نباشد آن را و مالك،و مثله قوله: وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ... [٥]،أى هيّن،و قول الشّاعر:
لعمرك ما ادرى و انّى لاوجل،
اى و جل.و قول الشّاعر:
انّ الّذي سمك السّماء بنا [٦]لنا
بيتا دعائمه أعزّ و أطول
أى عزيزة [٧]طويلة.
بعضى دگر گفتند:بر ظاهر خود است على التفضيل.آنگه در وجه آن [٨]خلاف كردند:مقاتل روايت كرد از سعيد جبير،كه او گفت اصحاب رسول-عليه السّلام [٩]- بر سلمان رفتند،گفتند:براى ما از تورات حديثى گوى كه تورات را قصّههاى نيكو در وى است [١٠].خداى تعالى اين آيت فرستاد و بيان كرد كه:قصّههاى قرآن نيكوتر است از قصص تورات.بعضى دگر گفتند:براى آنش«أحسن القصص»خواند كه چندان [١١]عبر و عجايب كه در اين قصّه است،در هيچ قصّه نيست.و از اين جا گفت:
لَقَدْ كٰانَ فِي يُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آيٰاتٌ لِلسّٰائِلِينَ [١٢] ،و گفت: لَقَدْ كٰانَ فِي قَصَصِهِمْ
[١] .قم+بود،آو،بم،آج،آز:و آنچه منسوب بود با عرب و لغت ايشان محدث.
[٢] .آز:لتبليغ.
[٣] .آو،بم،آج،آز،باشد.
[٤] .بم:جزاى او.
[٥] .سورۀ روم(٣٠)آيه ٢٧.
[٦] .قم،بم:ندارد.
[٧] .آو،بم،آج،آز:عزيز.
[٨] .قم:و حد آن.
[٩] .قم:صلّى اللّه عليه.
[١٠] .قم:نيكو است.
[١١] .قم،آو،آج:چندانى.
[١٢] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٧.