روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٤ - ترجمه
فلا [١]يدعنى [٢]قومى صريحا [٣]لحرّة
لئن كنت مقتولا و تسلم [٤]عامر [٥][١٢-پ]و قال آخر:
فلا يدعنى [٦]قومى ليوم كريهة
لئن لم أعجّل ضربة او أعجّل
و بر هر دو وجه در آيت شرطى هست باتّفاق كه وقوع همّت با آنچه همّت به آن تعلّق داشت برآن موقوف بود،چون برهان حاصل آمد آنچه بر او موقوف بود بايد تا نباشد كه قضيّت معنى«لو لا»اين است،نبينى كه:لو لا علىّ لهلك عمر،چون وجود على هست هلاك عمر واجب است كه نباشد [٧].و كلام در لو و لو لا [٨]بيان كرديم كه با نفى معنى إثبات دهد [٩]و با اثبات نفى.
اگر گويند:آن برهان چه بود كه خداى تعالى بنمود تا يوسف عند آن امتناع كرد از قبيح؟گوييم:امّا آنچه ايشان گفتند از مشاهده فريشته و يا صورت يعقوب و نداى فريشته و مانند اين،ر[و]ا نبود [١٠]براى آنكه اين اسباب الجا باشد و تكليف به الجا [١١]روا نباشد و اگر ملجا بودى او را در آن هيچ مدحى و ثوابى نبودى و اين قول فاسد باشد.
امّا برهان روا بود كه لطفى باشد كه خداى تعالى با او بكرد عند آن حال كه او منصرف [١٢]شد از آنچه خواست كردن از ضرب و دفع با [١٣]همّت آن.و آن لطف كه مكلّف عند آن از قبايح امتناع كند،آن است كه ما آن را عصمت مىخوانيم [١٤].
و گفتهاند:برهان آن ادلّه و حجج بود كه خداى تعالى نصب كرده بود او را بر تحريم زنا و آنكه فاعل آن مستحقّ عقاب [١٥]عظيم بود براى آنكه آن نيز صارف باشد از فعل
[١] .آب،آز:فلو لا.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:تدعنى.
[٣] .آو،بم،آب،آز،آج:حريصا.
[٤] .اساس:و ليسلم،با توجه به قم و مآخذ بيت تصحيح شد.
[٥] .آو،بم،آج،آب:عامرا.
[٦] .بم،آب،آج،لب:تدعنى.
[٧] .قم:واجب نيست،آج:واجب است.
[٨] .آو،بم،آج:لو و لا.
[٩] .قم:معنى باشد.
[١٠] .قم:روا نبودى.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:با الجا.
[١٢] .قم،آب،آز،آج:متصرّف.
[١٣] .لب:يا.
[١٤] .آو،بم،آب،آز،لب:خوانيم.
[١٥] .آج،لب:عذاب.