روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤١ - ترجمه
خواهد آمدن. فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ ،تو اينان را عفو كن عفو كردنى نكو [١].
گفتند:اين آيت منسوخ است به آيت قتال.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاّٰقُ الْعَلِيمُ ،كه خداى تو آفرينندهاى داناست،آنچه كند به علم و حكمت و مصلحت فرمايد كردن.
آنگه بر طريق منّت نهادن بر رسول-عليه السّلام-گفت: وَ لَقَدْ آتَيْنٰاكَ ،ما داديم تو را اى محمّد، سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِي ،هفت از مثانى.مفسّران در معنى اين خلاف كردند.بعضى مفسّران گفتند:مراد سورت فاتحه است،براى آتش سبع المثانى خواند كه هفت آيت است و الفاظش مثنّى و مكرّر است.و گفتهاند براى آتش مثانى خواند كه در دو ركعت نماز قرائتش مثنّى شود،و اين قول روايت كردهاند از اميرالمؤمنين على و عمر خطّاب و عبد اللّٰه مسعود و ابو هريره و سعيد جبير و كلبى و ابن جريج و عطا و حسن و ابو العاليه و ابراهيم و ابن ابى مليكه و عبد اللّٰه بن عبيد بن عمير و مجاهد و ضحّاك و ربيع [٢]انس.
و ابو هريره روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت: اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ [٣]هفت آيت است:يك آيت از او، بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ ،و آن سبع المثانى است و امّ القرآن است و فاتحة الكتاب است.ابىّ كعب گفت:من نماز مىكردم نمازى تطوّع،رسول-عليه السّلام-مرا آواز داد.من جواب ندادم.چون فارغ شدم پيش رسول-عليه السّلام-رفتم گفتم:لبّيك يا رسولاللّٰه!گفت:چرا جواب ندادى مرا چون تو را بخواندم؟گفتم:يا رسولاللّٰه نماز مىكردم.گفت:
أ لم تسمع اللّٰه تعالى يقول: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذٰا دَعٰاكُمْ لِمٰا يُحْيِيكُمْ [٤]، آنگه مرا گفت:تو را خبر دهم به عظيمتر [٥]سورتى كه در قرآن هست پيش آنكه از مسجد بيرون شوى.چون ساعتى بود دست من گرفت و بر پاى خاست.من گفتم:يا رسولاللّٰه!آن وعده كه مرا دادى.گفت:آرى،
اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ [٦] هى سبع المثانى، سورت فاتحه است كه سبع المثانى است.
[١] .همۀ نسخه بدلها:نيكو.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل+و.
[٦] [٣] .سورۀ فاتحه(١)آيۀ ٢.
[٤] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٢٤.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بجز مل و قم و لب:عظيمترين.