روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٩ - ترجمه
كس را كه هزار دينار بر كسى باشد يا بيشتر،او منكر شود و اين مرد بر او گواه ندارد دلش به هيچ آرام نگيرد چون او گويد: [١]اللّه،كه نبايد دادن آن [٢]يك سوگند از او بستاند [٣]و دلش خوش شود ازآنكه واثق باشد به عوض آن بر خداى.و گفتند:
چون كسى سخنى گويد و مردم از آن در شك باشند،چون گويد:و اللّه كه چنين است،او را باور دارند و دلشان ساكن شود.قولى دگر آن است كه:چنان كه دل دوستان به ياد كرد دوستان ساكن شود،دل مؤمنان به خداى و نام خداى و ذكر خداى ساكن شود تا [٤]به ذكر او از همه رنجها متسلّى شوند.مجاهد گفت:آيت خاصّ است در اصحاب رسول.
اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ ،مبتداست، طُوبىٰ لَهُمْ ،خبر اوست.گفت:
آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند از اداى واجبات و اجتناب مقبّحات، طُوبىٰ لَهُمْ ،جملهاى است از مبتدا و خبر،در جاى خبر مبتداى اوّل.
اهل علم خلاف كردند در معنى طُوبىٰ ،والبى گفت از عبد اللّه عبّاس:فرح لهم و قرّة اعين،خورّمى [٥]باشد و روشنايى چشم.عكرمه گفت:نعم ما لهم،نيك نعمتى باشد ايشان را،ضحّاك گفت:غبطة لهم،خورّمى [٦]باشد ايشان را.قتاده گفت:
حسنى لهم،نكوتر باشد ايشان را.معمر گفت،معنى او آن است كه:اصبت خيرا، به خيرى رسيدى.ابراهيم گفت:خير و كرامت باشد.شميط گفت:دوام الخير.فرّاء گفت:من الطيّب،الّا آنكه براى ضمّۀ«طا»،«يا»،را«واو»كردند، يقول العرب:طوباك و طوبى لك.سعيد جبير گفت از عبد اللّه عبّاس: طُوبىٰ ،نام بهشت است به لغت حبشه.سعيد مسجوح گفت:نام بهشت است به لغت هند.ربيع گفت:بستان باشد به لغت هند.ابو سعيد خدرى گفت،از رسول-صلّى اللّه عليه و على آله-كه:مردى از او پرسيد كه:«طوبى»چه باشد يا رسول اللّه؟گفت:نام درختى است در بهشت سايه او چندان كه صدساله راه است جامههاى اهل بهشت از اكمام آن بيرون آيد.معاوية بن قرّه روايت كرد از پدرش كه رسول-صلّى اللّه عليه و
[١] .مل+.
[٢] .مل:از.
[٣] .مل:نستاند.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:يا.
[٥] .قم:فرح،ديگر نسخه بدلها:خرّمى.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:خرّمى.