روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٨ - ترجمه
فما النّاس بالنّاس الّذين عهدتهم
و لا الدّار الّتي كنت اعرف
و بيان اين قول،قوله تعالى: وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبٰالِ فَقُلْ يَنْسِفُهٰا رَبِّي نَسْفاً، فَيَذَرُهٰا قٰاعاً صَفْصَفاً، لاٰ تَرىٰ فِيهٰا عِوَجاً وَ لاٰ أَمْتاً [١]. و بعضى دگر گفتند:مراد آن است كه مكان خلقان و مواضع ايشان از زمين بدل كنند،گروهى را به زمين بهشت برند و گروهى را به زمين دوزخ.
مسروق روايت كرد از عائشه كه او گفت من از رسول-عليه السّلام-پرسيدم از اين آيت كه: يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ ،گفتم:يا رسولاللّٰه!خلقان در اين وقت كجا باشند كه زمين را بدل كنند؟گفت:بر صراط. وَ السَّمٰاوٰاتُ ،و تقدير آن است كه:و تبدّل السّماوات غير السّماوات،و لكن براى دلالت كلام بر او بيفگند و تبديل آسمان به انتشار كواكب و تكوير آفتاب و خسوف قمر و انفطار و انشقاق آسمان باشد،و قرآن به اين جمله ناطق است. وَ بَرَزُوا لِلّٰهِ الْوٰاحِدِ الْقَهّٰارِ ،و خلقان بيرون [٢]آيند از گورها براى خداى،يعنى عرض بر خداى و براى محاسبت با او و براى ثواب و عقاب او،و اين حذف كرد لدلالة الكلام عليه.
آنگه وصف كرد خداى را به آنكه يكى است بىمثل و مانند،و قهّار است مسلّط بر قهر بندگان،و معنى او راجع باشد با قادرى. وَ تَرَى الْمُجْرِمِينَ ،حقتعالى در اين آيت گفت كه [٣]:از اهوال و شدايد اين روز،يعنى روز قيامت،آن باشد كه تو خلقان را بينى و گناهكاران را.و مجرم فاعل جرم باشد،كالمذنب فاعل الذّنب [٤].
مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفٰادِ ،كه دستهاى ايشان به غل با گردن بسته باشند.و گفتهاند:
مقرّنين،اى مشدودين الى قرنائهم،هريكى را از ايشان با قرينى از آن او در هم بسته باشند.و گفتهاند:هريكى را با ديوى در سلسلهاى با هم بسته باشند،و قرنت الشّىء بالشّيء و قرنت بينهما،اى جمعت بينهما.و التّقرين،تكثير الفعل منه،و هذا قرين ذلك،اى مثله و ممّا [٥]يقرن [٦]اليه. فِي الْأَصْفٰادِ ،جمع صفد،و صفد قيد باشد و غل باشد همچنين.و صفدت الرّجل اذا قيّدته و صفّدته لتكثير الفعل.و قال عمرو بن كلثوم:
[١] .سورۀ طه(٢٠)آيات ١٠٥ تا ١٠٧.
[٢] .آو،بم،آب،آز:برون.
[٣] .آو،بم،آب،آج،لب،آز،مش:يكى.
[٤] .قم:ندارد.
[٥] .آو،بم،آب،آز:كما.
[٦] .مل:لب:يقرب.