روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٢ - ترجمه
چون زندانيان بامداد برخاستند [١]هريكى چند خواب مختلف ديده و روى به يوسف نهادندى [٢]و خوابها پرسيدن گرفتندى [٣]و او تعبير مىكردى.ايشان خواستند تا تجربه كنند اين خوابها[١٦-پ]بينداختند و گفتند:ما در خواب ديديم-و نديده بودند-خوانسالار گفت [٤]:در خواب ديدم كه نان بر سر داشتمى [٥]و مرغان هوا نان از سر من مىخوردندى [٦]و شرابدار گفت:من در خواب ديدمى [٧]كه انگور مىفشاردمى [٨]و به خداوندگار [٩]مىدامى.
عكرمه روايت كرد از عبد اللّه عبّاس از رسول-صلّى اللّه عليه و على آله،كه هركه او خوابى [١٠]نديده باشد گويد [١١]ديدم،و در خواب ديده دروغ گويد [١٢]،روز قيامت دو جو [١٣]به دست او دهند و او را تكليف كنند تا بر يك دگر [١٤]بندد.و هركه او گوش با حديث قومى [١٥]كند كه ايشان نخواهند كه او آن شنود [١٦]،فردا [١٧]قيامت سرب در گوش او گدازند [١٨]،اين قول عبد اللّه مسعود است [١٩].
بهرى [٢٠]دگر گفتند:خواب راست بود و آن را حقيقتى بود و آنچه گفتند در خواب ديدند.محمّد بن جرير الطّبرى گفت:خواب برعكس ديدند بدل كردند آن را، او خواب اين بر خود بست [٢١]و او خواب آن بر خود.
چون يوسف-عليه السّلام-تعبير كرد،آنكه صاحب خواب بد [٢٢]بود گفت:
[١] .قم،مل:برخاستندى.
[٢] .لب:روى يوسف كردندى،آج،روى به يوسف كردندى.
[٣] .مل:خوابها پرسيدندى.
[٤] .قم+من.
[٥] .آز:داشتى.
[٦] .مل:مىربودند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:ديدم.
[٨] .آج،لب:مىفشردمى.
[٩] .آز:خداوند.
[١٠] .آج،لب:خواب.
[١١] .آو،آج،لب+خواب،آب،آز+در خواب.
[١٢] .آب،آز:گويد در خواب ديدم به دروغ.
[١٣] .آو،بم:جودانه،آب،آز،آج،لب:دانۀ جو.
[١٤] .مل:تا گره بر او.
[١٥] .مل:كسى.
[١٦] .آب،آج،لب:بشنود.
[١٧] .قم،مل،آب،آز،آج،لب:فرداى،آو،بم:فردا قيامت/در قيامت.
[١٨] .قم،آز:گذارند،مل:ريزند گداخته.
[١٩] .مل:عبد اللّه مسعود اين قول گفت.
[٢٠] .آب،آز:بعضى.
[٢١] .مل:نهاد.
[٢٢] .قم:نيك.