روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٦ - ترجمه
حمزه و كسائى:خالق السّماوات و الأرض خواندند بر اسم فاعل،و باقى قرّاء خواندند:خلق،بر فعل ماضى. إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ [٦٣-پ]،اگر خداى خواهد شما را ببرد و خلقى و جماعتى دگر را بيارد نو.
وَ مٰا ذٰلِكَ عَلَى اللّٰهِ بِعَزِيزٍ ،و اين بر خداى تعالى دشخوار [١]نيست.
وَ بَرَزُوا لِلّٰهِ جَمِيعاً ،حقتعالى گفت:بيرون آيند از گورها روز قيامت براى خداى،يعنى براى عرض بر خداى.آنگه وصف آن مناظره و مجادله كرد كه ميان ايشان رود،گفت: فَقٰالَ الضُّعَفٰاءُ ،ضعيفان و مستضعفان گويند متكبّران و جبّاران را:ما در دنيا تبع شما بوديم و به شما اقتدا كرديم ما را از عذاب هيچ كفايت خواهى كردن و بعضى از عذاب ما بر خواهى داشتن؟و تبع جمع تابع باشد كحارس و حرس و غايب و غيب و راصد و رصد و باقر و بقر.زجّاج گفت:روا باشد كه مصدر بود به جاى وصف نهاده.متبوعان و مستكبران [٢]گويند: لَوْ هَدٰانَا اللّٰهُ ،اگر خداى ما را هدايت دادى و راه نمودى به خلاصى،ما نيز شما را راه نمودمانى [٣]چون ما را براى خود ره خلاص پيدا نيست براى شما چه خواهيم كردن! سَوٰاءٌ عَلَيْنٰا ،راست است بر ما و به نزديك ما،اگر جزع و زارى كنيم و اگر صبر و شكيبايى كنيم. مٰا لَنٰا مِنْ مَحِيصٍ ،ما را محيصى و مهربى نيست،يقال:حاص فلان عن كذا يحيص حيصا و حيوصا و حيصانا،و منه قولهم:وقع فلان فى حيص بيص،اى في امر لا يدرى يتقدّم او يتأخّر.مقاتل گفت:اين آنگاه گويند كه در دوزخ با يكديگر قرار دهند كه بيايى تا جزع كنيم.پانصد سال جزع كنند هيچ سود ندارد،گويند:بيايى تا صبر كنيم، پانصد سال صبر كنند هم سود ندارد،عند آن گويند: سَوٰاءٌ عَلَيْنٰا أَ جَزِعْنٰا أَمْ صَبَرْنٰا مٰا لَنٰا مِنْ مَحِيصٍ.
وَ قٰالَ الشَّيْطٰانُ ،لفظ ماضى است و مراد مستقبل،يعنى سيقول الشّيطان، ابليس گويد: لَمّٰا قُضِيَ الْأَمْرُ ،چون كار گزارده [٤]شود و ميان مردمان حكم بكنند و اهل بهشت را به بهشت برند و اهل دوزخ را به دوزخ برند.مقاتل گفت:اين سخن در دوزخ گويد چون اهل دوزخ در دوزخ گرفتار شوند،منبرى از آتش در دوزخ بنهند،
[١] .بم،آج،آب،لب،آل:دشوار.
[٢] .قم،آب،آز:متكبّران.
[٣] .بم:نموديمى،آج،لب:مىنموديم.
[٤] .آب،آز،آج،لب،مش:گذارده.