روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٤ - ترجمه
شربهاى [١]باشد كه چون به دست او دهند نفرتى عظيم حاصل شود او را،و چون به نزديك روى برد گوشت و پوست روى و سرش پخته شود،چون بازخورد امعايش پاره پاره شود و از زيرش برون آيد چنان كه حقتعالى گفت: وَ سُقُوا مٰاءً حَمِيماً فَقَطَّعَ أَمْعٰاءَهُمْ [٢]،و قال: يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرٰابُ [٣][٦٣-ر].
وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكٰانٍ ،عبد اللّٰه عبّاس گفت:من كلّ جهة،ازهرجهتى و جانبى.حقتعالى گفت:مرگ به او آيد از هر جانبى و از هرجايى از جهات ست، از پيش و پس و چپ و راست و زير و بالا.ابن جريج گفت و ابراهيم التّيمىّ كه:
از هرجايى از اندامش تا از زير [٤]هر موى مرگى برآيد او را،و اين بر طريق مبالغت است.ضحّاك گفت:حتّى من ابهام رجله [٥]،تا انگشت پايش،و اين را كه موت خواند گفتند:مراد شدايد و بلاياست. وَ مٰا هُوَ بِمَيِّتٍ ،بااينهمه مرده نباشد و بنميرد تا بازرهد،و جمع كردن ميان اين و آن،اعنى نفى و اثبات از دو وجه بود:يكى از اين وجه كه گفتيم كه مراد به موت،نه مرگ است،بل مراد اهوال و شدايد است،آن را مرگ خواند بر توسّع تا مناقضه نباشد به نفى و اثبات،و امّا اگر موت بر حقيقت حمل كنند،خداى تعالى هرگه [٦]كه او بميرد او را زنده مىكند،چنان كه گفت:
كُلَّمٰا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنٰاهُمْ جُلُوداً غَيْرَهٰا [٧].
وَ مِنْ وَرٰائِهِ عَذٰابٌ غَلِيظٌ ،و در پيش او عذابى ستبر [٨]باشد.و گفتند:از پس او عذابى باشد عظيم.و گفتند:از پس اين عذاب او را عذابى بود غليظ.
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ- الآية،حقتعالى در اين آيت مثل زد اعمال كافران را و تشبيه كرد آن را به خاكسترى كه بادى سخت بر او مسلّط شود تا هيچ بر جاى نماند.و در رفع«اعمالهم»دو قول گفتند:يكى آنكه بدل«مثل»است-بدل اشتمال-و التّقدير:مثل اعمال الّذين كفروا،و از حقّ بدل اين [٩]باشد كه آن را اصل
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:شربتى.
[٢] .سورۀ محمّد(٤٧)آيۀ ١٥.
[٣] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٢٩.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:بن.
[٥] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:رجليه.
[٦] .مل+كه خواهد.
[٧] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٥٦.
[٨] .آل:سطبر.
[٩] .آب،آز+بدل اشتمال.