روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٧ - ترجمه
خداى تعالى حال بگرداند،و اگر بر سر ناقوامى و ناراستى باشد [١]و نيّت نيكو كند [٢]خداى تعالى حال با او [٣]بگرداند.
در خبر است كه:چون آيت تحريم خمر آمد و تحريم خمر مؤكّد شد،رسول -عليه السّلام-زجر مىفرمود آن را كه خمر مىخورد،و هركجا مىيافتند مىريختند.
يك روز-رسول-عليه السّلام-در كويى از كويهاى [٤][٤٦-پ]مدينه مىرفت، برنايى انصارى از آنسو مىآمد قرابهاى خمر بر سر گرفته چون رسول را بديد بترسيد و متغيّر شد و مفرّى طلب كرد تا بگريزد يا راه بگرداند،راه نبود.در دل نيّت با خداى تعالى راست كرد و گفت:بار خدايا اگر اين يكبار ديگر پرده فروگذارى [٥]،دگر با سر اين خطا نروم.آنگه ترسان و لرزان مىآمد تا به رسول رسيد،سلام كرد،رسول -عليه السّلام-گفت:اى فلان!چيست اين كه دارى؟نيارست گفتن كه خمر است، گفت:پارهاى سركه است يا رسول اللّه!رسول-عليه السّلام-گفت:مرا ده.او قرابه از سر بگرفت [٦]و با دلى خائف و دستى لرزان پارهاى بر دست رسول ريخت.راوى خبر گويد كه:سركۀ صافى پاكيزه بود.رسول-عليه السّلام-از آن بچشيت [٧]و ياران بچشيتند [٨].مرد متعجّب فروماند و گفت:يا رسول اللّه!به آن خداى كه تو را بحق به خلقان فرستاد كه من خمر در اين قرابه كردم.گفت:راست مىگويى [٩]،و لكن چون مرا ديدى در دل چه نيّت كردى؟گفت:توبۀ نصوح كردم و گفتم:بار خدايا!اگر اين يكبار ديگر مرا رسوا نكنى،با سر مانند اين نروم.گفت:لا جرم چون خداى تعالى از نيّت تو صدق شناخت حال بگردانيد و خمر در قرابه سركه كرد،آنگه اين آيت برخواند: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يُغَيِّرُ مٰا بِقَوْمٍ حَتّٰى يُغَيِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ.
مفسّران گفتند:لا يغيّر ما بقوم،من النّعمة و العافية،حتّى يغيّروا ما بانفسهم،من حسن النّيّة،تا تو به عصيان حال بنگردانى،حقتعالى نعمت به نقمت بدل نكند و
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل:باشند.
[٢] .آب،آج،لب:كنند.
[٣] .بم،آج،لب:حال ايشان را.
[٤] .مل:در كوچهاى از كوچههاى.
[٥] .آو:گزارى.
[٦] .مل:برگرفت:ديگر نسخه بدلها بجز قم:فروگرفت.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:بچشيد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:بچشيدند.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:بجز قم و مل:گفتى.