روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٠ - ترجمه
خداى است كه بيافريد آسمانها و زمين و فروفرستاد از آسمان آبى،يعنى آب باران، و به آن آب درختان برويانيد،و از درختان ميوه بر آورد [١]تا روزى بود شما را.و نصب او بر مفعول له باشد،و روا بود كه مصدرى بود در جاى حال،اى رازقا لكم.و از نعمتهاى او بر شما آن است كه مسخّر بكرد شما را كشتى تا در دريا مىرود به فرمان او،و نيز جويهاى آب شما را مسخّر بكرد از:فرات و نيل و جيحون و سيحون و جز آن،تا مىرود به آنجا كه شما خواهى و مىرانى به آنجا كه خواهى.
و نيز آفتاب و ماه را مسخّر بكرد، دٰائِبَيْنِ ،دءوب،مرور الشّىء على عادة [٢]باشد من الدّأب،و هو العادة.عبد اللّٰه عبّاس گفت:دءوبهما في طاعة اللّٰه،و دگر مفسّران گفتند:دءوب و سير ايشان در منافع خلقان است از ميوه پختن و كشت پروردن و جز آن،و نيز شب و روز شما را مسخّر بكرد و مذلّل تا متعاقب مىباشند،چون شب برود روز درآيد،و چون روز برود شب درآيد با تعاقب ضياء و ظلمت و زيادت و نقصان.
وَ آتٰاكُمْ مِنْ كُلِّ مٰا سَأَلْتُمُوهُ ،و بداد شما را از هرچه خواستى از او،و«من» تبعيض راست و در محلّ نصب افتاد،على انّه مفعول به،و التّقدير:و اتاكم بعض ما سألتموه،بداد شما را بعضى آنچه از او خواستى.و گفتند:مفعول به از كلام محذوف است،و التّقدير:و اتاكم من كلّ شىء سالتموه شيئا.و«ما»نكرۀ موصوفه است،چنان كه مىبينى.و گفتهاند مراد به«كلّ»جلّ الشّىء و معظمه است،چنان كه گفت: وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ [٣]... ،و قوله: فَتَحْنٰا عَلَيْهِمْ أَبْوٰابَ كُلِّ شَيْءٍ [٤]... ،و اين على التّكثير و التّغليب باشد.
حسن بصرى و ضحّاك و سلام خواندند:و آتاكم من كلّ،بالتّنوين، على تقدير:من كلّ شىء ما سالتموه،بر اين قرائت،«ما» مفعول به باشد.و ضحّاك«ما»را حمل كرد بر نفى و گفت معنى آن است كه:
و آتاكم من كلّ شىء [٥]لم تسألوه،و بسيار چيزها بداد شما را كه نخواستى از او،و راه با آن نبود [٦]شما را. وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللّٰهِ لاٰ تُحْصُوهٰا ،و اگر
[١] .آو،بم،آب،آز،آج،لب،آل،مش:بياورد.
[٢] .قم:عادته،مش:عادات.
[٣] .سورۀ نمل(٢٧)،آيۀ ٢٣.
[٤] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ٤٤.
[٥] .كذا،در اساس و قم و مل،ديگر نسخه بدلها+ما.
[٦] .آو،بم،آج،آل،مش:راه به آن بنمود.