روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٠ - ترجمه
على آله-[گفت] [١]:«طوبى»درختى است در بهشت كه خداى جلّ جلاله-به دست قدرت خود [٢]غرس كرد و روح خود در او دميد.بار و ميوۀ او حلىّ و حلل اهل بهشت باشد،شاخهاى او از وراى بارۀ بهشت بينند.ابو هريره گفت:طوبى درختى است در بهشت،خداى تعالى گويد او را كه شكافته شو براى بندۀ من از هرچه او خواهد.آن درخت بشكافد و از او ساخت مراكب و انواع جامهها و حلىّ و حلل و هرچه بنده تمنّا كند ازآنجا بيرون آيد.مغيث بن سمى گفت:طوبى درختى است در بهشت كه اگر سوارى بر شترى [٣]حقّه يا جذعه نشيند خواهد تا گرد او بگردد پير شود و بميرد با آن جاى نرسد كه از او رفته باشد،و در بهشت هيچ جايى و بقعهاى و خطّهاى نباشد و الّا شاخى از شاخهاى آن درخت سر آنجا دارد،چون ايشان را ميوۀ آن درخت آرزو كند،شاخ سر فرود آرد تا ميوه بچينند [٤]و برآن درخت مرغانى باشند چندان كه شتران بختى.چون مرد را آرزو كنند [٥]آن مرغان[٥٢-پ]برشته شوند [٦]و پخته تا مؤمن از او بخورد و لذّت خود بر دارد،و آنگه زنده شوند و بپرند.عبيد بن عمر [٧]گفت:درختى است اصل آن در سراى رسول است-صلّى اللّه عليه و على آله-و هيچ سراى و كوشكى و غرفهاى در بهشت نيست و الّا شاخى از آن درخت سر آنجا [٨]دارد و خداى تعالى هيچ شكوفه و بهار و ميوه نيافريد و الّا برآن باشد و هيچ لون نيست و الّا برآن درخت باشد،مگر سياهى.و از اصل آن درخت دو چشمه بيرون مىآيد:
يكى كافور و يكى سلسبيل.مقاتل گفت:هر برگى از او خلايقى [٩]را سايه كند فريشتهاى بر او موكّل است كه خداى را تسبيح مىكند به انواع لغات تسبيح [١٠].عتبة بن عبد السّلام گفت،اعرابىاى به نزديك رسول آمد و گفت:يا رسول اللّه!در بهشت ميوه باشد؟گفت:آرى،در بهشت درختى است كه آن را«طوبى»گويند برابر فردوس است.گفت:يا رسول اللّه!از درختان زمين هيچ با او [١١]ماند؟گفت:نه،و لكن به
[١] .از قم،افزوده شد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل+آن را.
[٣] .همۀ نسخه بدلها بجز مل و قم:اشترى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:باز كنند.
[٥] .مل:شود.
[٦] .آب،آز:آن مرغ بريان شود.
[٧] .قم:عبد اللّه عمر،ديگر نسخهها بجز مل،عبيد بن عمير.
[٨] .بم+در.
[٩] .همۀ نسخه بدلها بجز قم و مل:خلقى.
[١٠] .قم و مل:ندارد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:آن.