روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٢ - ترجمه
هم ابىّ روايت كرد كه رسول-عليه السّلام-گفت:به آن خداى كه جان من به امر اوست كه خداى تعالى در تورات و انجيل و زبور و قرآن هيچ سورت[٨١-ر]از اين فاضلتر و بزرگوارتر انزله نكرد كه تو بر خواندى،و من فاتحة الكتاب بر رسول خوانده بودم.
آنگه گفت:انها السبع المثانى و القرآن العظيم الذى اعطيت،اين سبع مثانى است و قرآن عظيم آنكه مرا دادند،و اخبار در اين معنى بسيار است،و اگر اين سورت را هيچ فضل نبودى جز آنكه خداى تعالى اين را در يك حيّز نهاد و همه قرآن را در يك حيّز،گفت: وَ لَقَدْ آتَيْنٰاكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثٰانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ ،كفايت بودى.
و عبادۀ صامت روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:فاتحة الكتاب عوض است از همه قرآن،و هيچ سورت از او عوض نيست،از اينجاست كه اگر مثلا همه قرآن در يك ركعت نماز بخواند [١]بىفاتحه،آن ركعت درست نباشد،و اگر فاتحه بخواند تنها و هيچ دگر نخواند نماز درست باشد،
لقوله-عليه السّلام: لا صلاة الّا بفاتحة الكتاب.
و بعضى دگر گفتند:اين سورت را براى آن«مثانى»خواند [٢]كه بخشيده است ميان خداى تعالى و بنده به دو قسمت در آن خبر كه روايت كردند كه،خداى تعالى گفت:
قسمت الصّلاة بينى و بين عبدى نصفين،فنصفها لى و نصفها لعبدى. چون بنده گويد: بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ ،خداى تعالى گويد:
مجّدنى عبدى.
چون گويد: اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ [٣]،خداى گويد:
حمدنى عبدى ،بندۀ من شكر من گفت.
چون گويد: اَلرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ [٤]،خداى تعالى گويد:
اثنى علىّ عبدى ،بنده من بر من ثنا گفت.
چون گويد: مٰالِكِ [٥]يَوْمِ الدِّينِ [٦]،گويد:
مجّدنى عبدى ،بنده من مجد من گفت.
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم:بخوانند.
[٢] .قم:خوانند.
[٣] .سورۀ فاتحه(١)آيۀ ١.
[٤] .سورۀ فاتحه(١)آيۀ ٢.
[٥] .اساس:ملك.
[٦] .سورۀ فاتحه(١)آيۀ ٣.