روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٣ - ترجمه
بعيد است براى آنكه اين حذفى است كه در كلام بر او دليل نيست. أُكُلُهٰا دٰائِمٌ ، ميوۀ او هميشه باشد،و«أكل»و«أكل»دو لغت است،كالخلق و الخلق،و الجبن و الجبن،و به معنى مفعول است.و در معنى او دو قول گفتند،يكى آنكه:ميوۀ او به اوقات منقطع نشود،چنان كه ميوۀ دنيا كه جز به وقت خود نباشد،چون آنوقت برود منقطع [١]شود،و قولى دگر آن است كه:منقطع نشود به فنا و انقطاع اهلش. وَ ظِلُّهٰا ،و سايهاش نيز دائم بود،چنان نباشد كه سايۀ دنيا،كه به زوال و انتقال آفتاب زائل و منقطع شود. تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا ،آنكه وصف [٢]برفت عاقبت متّقيان و پرهيزگا[را]ن باشد و عاقبت كافران دوزخ بود.
قوله: وَ الَّذِينَ آتَيْنٰاهُمُ الْكِتٰابَ يَفْرَحُونَ ،آنان كه ما ايشان را كتاب داديم، يعنى قرآن،شادمانه مىباشند به آنچه بر تو فرومىآيد از قرآن و وحى و شرايع، وَ مِنَ الْأَحْزٰابِ ،و از آن جماعت كه بر رسول-عليه السّلام-متحزّب [٣]شدند از جهودان و ترسايان كس هست كه انكار مىكند بهرى را،اين قول مجاهد و قتاده است،و دگر علما گفتند:مراد به اهل كتاب فى قوله: آتَيْنٰاهُمُ الْكِتٰابَ ،عبد اللّٰه سلام است و اصحاب او،و سبب نزول آيت آن بود كه حقتعالى در بدايت كار در قرآن ذكر رحمان كمتر كرده بود.چون عبد اللّٰه سلام ايمان آورد و جماعتى اصحاب او،گفتند:يا رسولاللّٰه!در تورات ذكر رحمان بسيار است و در قرآن اندك است،خداى تعالى اين آيت فرستاد: قُلِ ادْعُوا اللّٰهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمٰنَ أَيًّا مٰا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنىٰ [٤]... ، قريش گفتند:محمّد تا به امروز ما را با يك خداى مىخواند،امروز ما را با دو خداى مىخواند،اللّٰه و رحمان،ما رحمان نشناسيم مگر رحمان يمامه را كه مسيلمۀ كذّاب است،خداى تعالى آيت فرستاد: وَ هُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمٰنِ هُمْ كٰافِرُونَ [٥]،و قوله: وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمٰنِ [٦]... ،و مؤمنان اهل كتاب به نزول اين آيات كه در او ذكر رحمان است شادمانه شدند. وَ مِنَ الْأَحْزٰابِ ،يعنى قريش. مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ ، هستند كه انكار مىكنند بعضى را از آن،يعنى ذكر رحمان. قُلْ إِنَّمٰا أُمِرْتُ، تو جواب
[١] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:چون از وقت منقطع.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:وصفش.
[٣] .مل:متحرف.
[٤] .سورۀ بنى اسرائيل(١٧)آيۀ ١١٠.
[٥] .سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ٣٦.
[٦] .سورۀ رعد(١٣)آيۀ ٣٠.