روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤ - ترجمه
براى شما تنهاى شما كارى،صبرى نيكو،و از خداى يارى در خواسته است [١]بر آنچه وصف مىكنى.
آمدند رهگذريانى بفرستادند پيشرو [٢]ايشان را، فروگذاشت دلوش،گفت:اى مژدۀ من!اين غلامى است،و پنهان كردند [٣]او را براى بضاعت،و خداى عالم است [٤]به آنچه كردند ايشان.
بفروختند او را به بهاى اندك،درمى چند [٥]شمرده،بودند در او از زاهدان [٦]ناخواهان [٧].
گفت آنكه بخريد او را از مصر زنش را:گرامى دار مقام او،باشد [٨]كه سود دارد ما را،يا گيريم او را فرزند [٩]همچنين تمكين كرديم يوسف را در زمين و تا بياموزيم او را از تأويل حديثها [١٠]،و خداى غالب است بر كارش و لكن بيشتر مردمان ندانند [١١] قوله تعالى: الر ،اختلاف اقوال مفسّران رفت [١٢]در حروف مقطّع كه در اوايل سور است.فاما،«الر»،بعضى مفسّران گفتند:چو [١٣]اوّل اين سورت را ضم كنى با «حم» [١٤]و«نون»،الرحمن باشد.و قول بعضى مفسّران آن است كه نام سورت است. تِلْكَ ،اشارت است بآيات [١٥]،و الر ،بر قول آنكه [١٦]گفت نام سورت است،در
[١] .قم:و خداى است كه از او يارى خواهند.
[٢] .قم:به آب آينده.
[٣] .آو،بم:كردن.
[٤] .قم،آو،بم،آج:داناست.
[٥] .آو،بم،آج:به سيمها.
[٦] .قم:ندارد.
[٧] .آو،بم،آج:ندارد.
[٨] .قم:شايد.
[٩] .قم:به فرزند،آو،بم،آج:فرزندى.
[١٠] .آو،بم،آج:خواب.
[١١] .قم،آو،بم،آج:نمىدانند.
[١٢] .آو،بم،آج،آز:برفت.
[١٣] .قم،آو،بم،آج،آز:چون.
[١٤] .قم:حا و ميم.
[١٥] .آو:با آيات.
[١٦] .قم،آو،بم،آج،آز،آنكس كه.