روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٧ - ترجمه
فريشتۀ عذاب خواهد تا از قبل سرينان [١]او فراز شود،نمازش گويد تو را از قبل من بر او مدخل نيست و من رها نكنم تو را و راه ندهم به او.به دست راست شود زكات گويد:از پس [٢]من راه نيست تو را بر او.به دست چپ فروشود [٣]روزه برگرداندش، به پاينان [٤]شود،فعل خيرات رها نكند او را،گويند:بازنشين.او بازنشيند.او را چنان نمايد كه آفتاب فروخواهد شدن،گويد:رها كنى تا نماز كنم كه نبايد كه فايت شود.گويند:نماز بتوان [٥]كردن.آنچه ما تو را پرسيم جواب ده تا چه مىگويى.
گويد:چه مىپرسى؟گويند:چه گويى در اين مرد كه بيامد و اين دعوت [٦]كرد؟ گويد:محمّد را مىگويى؟گويند:آرى.گويد كه:گوايى [٧]دهم كه او پيغامبر خداست،صادق و راستيگر [٨]است در آنچه گويد.گويند:بر اين بودى و بر اين مردى و بر اين خيزى-انشاءاللّٰه.آنگه گور بر او فراخ كنند مقدار هفتاد گز و نورانى كنند.آنگه درى از بهشت بر گور او گشايند و گويند:بنگر كه خداى تعالى براى تو چه بجارده است [٩].او شادمانه شود.آنگه درى از دوزخ برگشايند و گويند:بنگر كه خداى تعالى از تو چه صرف كرده است،اگر كافر و عاصى بوديت [١٠]،جاى تو اين جا بودى.او را غبطت و سرور [١١]بيفزايد.آنگه روح او در مرغى از مرغان بهشت نهند [٦٦-پ]كه در بهشت مىپرد و جسم او خاك شود تا بازآفريدن،و ذلك قوله:
يُثَبِّتُ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثّٰابِتِ فِي الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا وَ فِي الْآخِرَةِ.
ابو رافع روايت كرد كه:رسول-عليه السّلام-در بقيع غرقد مىرفت و من با او بودم،سهبار گفت:
لا هديت،لا هديت [١٢]ابو رافع گفت:من پنداشتم كه مرا مىگويد، گفتم:يا رسولاللّٰه!چه جرم كردهام؟گفت:خطاب با تو نيست،خداوند اين گور را
[١] .همۀ نسخه بدلها:بجز مل و قم و لب:بالين.
[٢] .آب،آز،مش:پيش.
[٣] .آب،آج،آز،آل،مش:فرار شود.
[٤] .آو،بم،آز،آل،آج،لب،مش:به پائين.
[٥] .مل:بتواند،ديگر نسخه بدلها:نتوان.
[٦] .آو،آب،آز،آل،بم،مش+كه.
[٧] .آو،بم،مل،آز،آل،آج،لب،مش:گواهى.
[٨] .آو،بم،آب،آز،آل،آج،لب:مش:راست گوى،مل:راست گر.
[٩] .آو،بم،آب،آج،آز،آل،لب،مش:معهد نهاده است،
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:بودى.
[١١] .آو،بم:سوورى(؟)،مش:غيظ و سرورى.
[١٢] .آو،بم،آب،آج،آز،آل،مش+لا هديت.