روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٥ - ترجمه
تحفههاى بهشت به او [١]مىآرند.آنگه او را گويند:نم نومة العروس،بخسپ چنان كه عروسان در خوابگاه خود،فذلك قوله: يُثَبِّتُ اللّٰهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثّٰابِتِ فِي الْحَيٰاةِ الدُّنْيٰا وَ فِي الْآخِرَةِ. و اگر مرد كافر بود،خداى تعالى اين تلقين نفرمايد و آن فريشته را نفرستد،ناگاه منكر و نكير بيايند [٢]و او را گويند:من ربّك و من نبيّك و ما دينك و ما كتابك و من امامك؟او گويد:لا أدرى،ندانم.او را گويند:لا دريت و لا كنت [٣]،مداناش و مباداش [٤]،عشت عصيّا و متّ شقيّا،تا زنده بودى عاصى بودى،چون بمردى شقى مردى،نم نومة المنهوس [٥]،بخسپ چنان كه مارگزيده خسپد.آنگه درى از درهاى دوزخ بر گور او گشايند و از آن مقمعۀ آتش يكى به سر او فروكوبند كه همۀ گور او آتش فروگيرد.او شهقهاى بزند كه همۀ حيوانات بشنوند الّا جنّ و انس،و هرچه بشنود او را لعنت كند،فذلك قوله:
وَ يُضِلُّ اللّٰهُ الظّٰالِمِينَ ،يعنى خذلان كند كافران را و با خود رها كند.و گفتند:مراد آن است كه خداى هلاك كند ظالمان را.
عبد اللّٰه عبّاس گفت در اين آيت:چون بندۀ مؤمن را وفات رسد،فريشتگان به بالين او حاضر آيند و بر او سلام كنند و او را به بهشت بشارت دهند.و چون جنازه او برگيرند تشييع كنند[٦٦-ر].چون وقت نماز كردن بود بر او نماز كنند.چون او را دفن كنند،با او در گور شوند و خداى او را زنده باز كند،او را در گور بازنشانند و از او سؤال كنند كه:من ربّك و من نبيّك و ما شهادتك؟خداى تو كيست و پيغامبر تو كيست و گوايى [٦]تو چيست؟گويد:اللّٰه ربّى و محمّد نبيّى اشهد [٧]ان لا اله الّا اللّٰه و انّ محمّدا رسولاللّٰه.آنگه گور بر او فراخ كنند،مدّ بصره،چندان كه چشم زخم او باشد.
ابو سعيد خدرىّ [٨]روايت كند كه:ما با پيغامبر بوديم در جنازهاى،گفت:
ايّها النّاس!بدانى كه اين امّت را ابتلا [٩]كنند در گور.چون مرد [١٠]را در گور نهند و قوم
[١] .آب،آز:بر او.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:درآيند.
[٣] .قم،لب:لا ابتليت.
[٤] .لب:راه مياباش.
[٥] .قم،آو،بم،آز،آل،آج:النّهوس،مل:المنهوش،مش:النّموس.
[٦] .آو،بم،آز،مش:گواهى.
[٧] .آل،آج:شهادت.
[٨] .آو،بم،آب:خودرى.
[٩] .قم:مبتلا.
[١٠] .آب،مل،آز:مرده.