روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٥ - ترجمه
باشى [١]؟ گفتند:
جزاى [٢]او آن بود كه هركه را يابند [٣]دربار او،آن بود جزايش [٤]،همچنين پاداشت دهيم بيدادگران را.
ابتدا بكرد به جوالها [٥]ايشان پيش جوال [٦]برادرش،پس بيرون آورد آن را از جوال [٧]برادرش،همچونين كيد كرديم براى [٨]يوسف نگرفتى [٩]برادرش را در طريقت پادشاه الّا آنگه [١٠]كه خواست خداى، برداريم،پايها آنكس كه خواهيم و بالاى [١١]هر خداوند علمى،دانايى [١٢]هست.
گفتند:اگر دزدى كرد او،دزدى كرد برادرى او را [١٣]از پيش اين پنهان داشت [١٤]يوسف در نفس [١٥]خود و نكرد آشكارا برايشان،گفت:شما بدى [١٦]به جايگاه و خداى عالمتر است به آنچه مىگوييد [١٧].
[٢٤-ر] گفتند:اى عزيز!او را پدرى هست پير،بزرگ،بگير يكى [١٨]از ما به جاى او كه ما مىبينيم تو را از جملۀ نكوكاران.
گفت:
[١] .قم:اگر باشى شما دروغزنان.
[٢] .قم:پاداش،آو،بم:پاداشت.
[٣] .آو،آنكه يافت شود،بم:آنكه يافته شود.
[٤] .قم:پاداشت او.
[٥] .قم:به باردانهاى.
[٧] [٦] .قم:باردان.
[٨] .قم:از بهر.
[٩] .قم:نبود كه بگيرد.
[١٠] .قم:مگر كه.
[١١] .آو،بم:زور،آج،لب:زبر.
[١٢] .قم:داناست.
[١٣] .قم:پس بهدرستى كه دزدى كرد برادر او.
[١٤] .قم+آن را.
[١٥] .قم:تن.
[١٦] .قم،آو،بم:بتر.
[١٧] .قم:وصف كنى.
[١٨] .قم:فراگير يكى را.