روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٣ - ترجمه
إِلاّٰ إِبْلِيسَ ،همه سجده كردند مگر ابليس كه ابا كرد و امتناع ازآنكه سجده كند،و كلام در آنكه ابليس از جملۀ فريشتگان بود يا نه به استقصا برفته است و نيز اين قصّه به تمامى در سورۀ البقر[ة]،امّا اجماع است بر آنكه مأمور بود به سجود آدم.
آنان كه گفتند از فريشتگان بود،گفتند:استثناء متّصل است و آنان كه گفتند نبود، گفتند:استثناء منقطع است.
قٰالَ يٰا إِبْلِيسُ ،خداى تعالى [١]گفت:اى ابليس چيست تو را كه با [٢]ساجدان سجده نكردى آدم را؟ جواب داد كه: لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ ،من سجده نكنم خلقى را كه تو او را از گلى خشك آفريدهاى [٣]،از خرى [٤]سالخورده [٥]،يا [٦]برآن اقوال كه برفت.
حقتعالى گفت او را: فَاخْرُجْ مِنْهٰا ،برون رو از بهشت،و گفتند:از آسمان.
فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ،كه تو رانده و ملعون و مطرودى. و لعنت بر تو است تا به روز جزا، يعنى روز قيامت.
ابليس گفت: رَبِّ فَأَنْظِرْنِي ،بار خدايا اكنون كه مرا براندى و لعنت كردى،مرا مهلت ده و تأخير كن تا به روز قيامت.
حقتعالى گفت: فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ ،تو از جملۀ مهلتدادگانى تا به روز وقت معلوم [٧].بعضى گفتند:مراد روز قيامت است برحسب سؤال [٨]،و بعضى گفتند:
مراد نفخ اوّل است،چه به نفخ اوّل تكليف زائل شود و به دوم خلقان همه هلاك شوند،و به سهام [٩]بعث باشد ايشان را.و ابليس را،من بين الخلائق،تنها به اجماع تا آنگه ابقا نكند خداى تعالى.و بعضى دگر گفتند:اين وقتى است كه خداى را معلوم است ما را [١٠]معلوم نيست.و حقتعالى اين را بيانى نفرمود و ما روا داريم [١١]كه آنوقت
[١] .قم،آو،آب،مل،آز،مش+او را.
[٢] .قم،آو،آب،آج،لب،آز،آل،مش+اين.
[٣] .مل:آفريدى.
[٤] .آو،آب،آز،مش:لوشى.
[٥] .مل:سياه سالخورده.
[٦] .قم:ندارد،مل:تا.
[٧] .آل،مل:به روز قيامت.
[٨] .قم،آو،آز،آج،لب،مش+او.
[٩] .قم،آل،آج،سوم،مل،لب،سيوم،مش:سيم.
[١٠] .مل+او.
[١١] .آب:دارم.