روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢١ - ترجمه
مِنْ حَمَإٍ ،از خرى [١]،گلى باشد آب بسيار با او ملازمت كرده تا سياه شده باشد، مَسْنُونٍ ،سالخورده [٢]،من السّنين.
عبد اللّه عبّاس گفت:گلى باشد متغيّر اللّون و الرّائحة،معنى همين است كه خرى [٣]بوى بگردانيده.و مجاهد و قتاده هم اين گفتند.فرّاء گفت:اصله من سننت الحجر بالحجر،اذا حككته [٤]به،چون سنگ بر سنگ سايند سننت گويند،و آن را كه حاصل آيد از آن سونش [٥]آن را سنين و سنانه گويند،يعنى از گلى [٦]سوده كه در او هيچ سنگى و ريگى نبود [٧]،و منه المسنّ،آبسان را از اين جا مسنّ گويند كه كارد با او بسايند.
سيبويه گفت:المسنون،المصوّر من سنّة الوجه [٨]،و آن نهاد روى [٩]باشد،و قال ذو الرّمّة:
تريك سنّة وجه غير مقرفة
ملساء،ليس بها خال و لا ندب
ابو عبيده [١٠]گفت:مسنون،اى مصبوب،من سننت الماء اذا صببته.
وَ الْجَانَّ خَلَقْنٰاهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نٰارِ السَّمُومِ ،عبد اللّه عبّاس گفت:جانّ،ابو الجنّ است،پدر جنّيان.مقاتل گفت:ابليس است،او را خداى تعالى بيافريد پيش آدم [١١]از آتش و سموم [١٢].عبد اللّه عبّاس گفت:گرمى گرم باشد،چنان كه گرماى او كشنده بود.كلبى گفت از ابو صالح،از عبد اللّه عبّاس كه:«سموم»آتشى باشد كه آن را دود نبود و صواعق از آن بود،و آن آتشى است ميان آسمان و زمين حجاب [١٣].چون خداى تعالى عذابى فرمايد حجاب بدرد و به زمين [١٤]آيد و بسوزد آن را كه فرموده باشند، و آن هدّهاى [١٥]كه پيش از آن شنوند او از خرق حجاب باشد.ضحّاك گفت از عبد اللّه
[١] .آو،آب:خرّءى،مل:حرى.
[٢] .آو،بم،آج،آز:سالخورد.
[٣] .آب،مل:خرّى،همۀ نسخه بدلها،بجز مل+بود.
[٤] .آج،لب:اذا احككته.
[٥] .مل:سودنش.
[٦] .آب،مل:آن گلى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز قم و مل:نباشد.
[٨] .آو،آب:الوجوه.
[٩] .آب:و آنها در وى.
[١٠] .قم،مل:ابو عبيد.
[١١] .آج،لب،آل+پيش از آدم.
[١٢] .قم:او را بيافريد از آتش و سموم پيش از آدم.
[١٣] .آب+باشد.
[١٤] .آو،آب،آج،لب:بر زمين.
[١٥] .قم:مدّهاى،آب،مل،آز:هذّه.