روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٠ - ترجمه
اين بتان نهادهاى [١]كه خداى تعالى به آن حجّتى نفرستاد.و قوله: سَمَّيْتُمُوهٰا و قوله: مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ،هر دو در جاى صفت اسماست.آنگه گفت:اين احكام كه شما كردى باطل است حكم نيست إلاّ خداى را-عزّ و جلّ-و او فرمود به حكم و به حكمت خود كه جز او را نپرستند [٢].
آنگه اشارت كرد به اين جمله كه ذكر او برفت و گفت: ذٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ، اين دينى و طريقتى است راست مستقيم و لكن بيشتر مردمان ندانند ازآنجا كه نظر و تفكّر نكرده باشند در دليل،و اين علمى است كه إلاّ به طريق نظر حاصل نشود.
چون يوسف-عليه السّلام-در اين حديث خوض كرد در اين معنى اطناب و استقصا كرد و بكلّى از سر جواب سؤال ايشان برفت،ايشان گفتند:جواب سؤال ما و تعبير خواب ما بگو [٣].او گفت:توقّف كنى ازآنكه مصلحت در اين است،ايشان الحاح كردند،او گفت: أَمّٰا أَحَدُكُمٰا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْراً ،گفت:أمّا يكى از شما-و آن ساقى ملك بود و نام او مجلّث بود-تأويل خواب او آن است كه او بر سر كار خود رود و ملك را خمر دهد،أمّا آن سه خوشۀ انگور كه ديد [٤]تأويل او آن است كه سه روز در زندان بماند [٥].و اما تعبير خواب آن ديگر كه سه سبد [٦]ديد در خواب و نان بر او مرغان [٧]مىخوردند او سه روز در زندان بماند پس از آن او را بر دار كنند و مرغان [٨]مغز سر او بخورند.
عبد اللّه مسعود گفت:چون اين شنيدند پشيمان شدند گفتند:ما خوابى [٩]چيزى نديديم [١٠]ما بازى مىكرديم تا تو را بيازماييم.يوسف-عليه السّلام-گفت:آن رفت و قضا كرده شد [١١]. قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيٰانِ ،براندند و حكم بكردند به آن كار
[١] .قم،بم،آو،نهادى،آج:نهاديد،لب:نهادند،آب:نهاده آيد.
[٢] .آو،بم،آج،لب:نپرستيدند.
[٣] .قم:بگوى،آو:بگزار،بم،آب،آز،آج،لب:بگذار.
[٤] .آج،لب:ديده بود.
[٥] .آب،آز:بمانى.
[٦] .مل:كه سه نان سپيد،آج،لب:سبد.
[٧] .قم،مل+از آن،آب،آز،آج،لب+از او.
[٨] .آج،لب+از.
[٩] .قم:در خواب:
[١٠] .مل:ما هيچ خواب نديديم،آو،بم،آب،آز:ما خوابى نديديم،آج،لب:ما خوابى نديده بوديم.
[١١] .مل:گفت:قضا كردند.