روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٩ - ترجمه
كه ايشان در زندان [١]بتان داشتند [٢]و آن را مىپرستيدند[١٨-ر]و سجده مىكردند،و براى آن پراگنده گفت كه در شكل و صفت [٣]متفاوت بودند از كوچك و بزرگ و ميانه از هر نوعى ساخته،و گفتند:معبودان مختلف را خواست از اصنام و آتش و آفتاب و نجوم و جز آن،و آنان كه چنين باشند مقهور و مغلوب باشند و خداى تعالى يكى است بىهمتا و [٤]انباز،و بىمثل و مانند و قاهر و غالب است و قادر بر هرچه خواهد.
آنگه تنبيه كرد ايشان را بر آنچه مىكردند از فساد راى [٥]،چون انديشه كنى [٦]شما بدون [٧]خداى نمىپرستى إلاّ نامهايى كه بر نهادهاى شما و پدران شما،يعنى شما اين اصنام را آلهه [٨]مىخوانى.و«إله»آن باشد كه مستحقّ عبادت بود و تا اصول نعم نكند مستحقّ عبادت نشود و تا قادر نبود برآن نتواند كردن [٩]و از او صحيح نبود، و تا حىّ نباشد [١٠]محال است كه قادر بود [١١]،چون اينان جمادند اجراى نام«إله»بر اينان [١٢]جز نام بىمعنى نباشد.و اين دليل است بر آنكه اسم مسمّى نباشد.چه [١٣]اگر اسم مسمّى بودى به نام إله كه بر ايشان نهادند [١٤]ايشان إله بودندى و عبادت ايشان واجب بودى و ايشان به صفت إله بودندى،و اين محال است.آنچه ادا كند به اين هم باطل باشد.
اگر گويند:چگونه گفت كه شما نام مىپرستى [١٥]و ايشان مسمّى مىپرستيدند از اصنام و اوثان؟گوييم:غرض الهيّت [١٦]است يعنى چيزى مىپرستى [١٧]كه بر او از الهيّت و استحقاق عبادت جز نام بىمعنى نيست و آن نامها [١٨]كه شما و پدران شما بر
[١] .مل:و فرزندان.
[٢] .آز:در زندان داشتند.
[٣] .آج،لب:صورت.
[٤] .قم+بى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها بجز لب+گفت.
[٦] .اساس:كه،با توجّه به قم تصحيح شد.
[٧] .آز:بدان.
[٨] .قم،بم،مل:اله.
[٩] .بم:نتواند كردند.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها بجز مل:نبود.
[١١] .آج:تا حىّ نبود قادر نبود.
[١٢] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:نام اله بر ايشان اجرا كردن.
[١٣] .آو،بم،آج،لب:چرا.
[١٤] .آو،بم،آب،آز،آج،لب:نهادندى.
[١٥] .قم،پرستى،آب،آز،آج،لب:نامپرستى.
[١٦] .آو،بم،آلهه.
[١٧] .آز:مىپرسيد.
[١٨] .قم،آب،لب:نامهاى،آز:نامى،آج،نامهايى.